عبد اللَّه رواحه مردى از قوم او خشم گرفت ] ( 1 ) و اين گروه با آن گروه گفتاگوى ( 2 ) كردند و يكديگر را دشنام دادند و به دست و نعل ( 3 ) درهم افتادند ، و رسول - عليه السلام - نتوانست بازداشتن ايشان را از يكديگر خداى اين آيت فرستاد و گفت : اگر دو گروه از مؤمنان با يكديگر خصومت كنند ، ميان ايشان صلح دهى ( 4 ) . رسول - عليه السلام - آيت برايشان خواند . ايشان باز ايستادند و خاموش شدند .
بشير بن نعمان مىآمد تيغ به دست گرفته . چون او آمد ، ايشان صلح كرده بودند . عبد اللَّه ابىّ او را گفت : با تيغ به سر ما مىآيى ؟ گفت : آرى ، و اللَّه كه اگر پيش ( 5 ) صلح رسيدمى به اين تيغ گردنت بزدمى . عبد اللَّه ابىّ اين بيت به تمثيل بگفت ( 6 ) :
متى ما يكن مولاك خصمك جاهدا ( 7 )
تظلَّم و يصرعك الَّذين تصارع ( 8 )
قتاده گفت : آيت در دو مرد انصارى آمد ، ( 9 ) ميان ايشان مدافعتى ( 10 ) بود در حقّ يكديگر ، گفتند : لآخذنّ حقّى منك عنوة ، من حق خود از تو بستانم بقهر براى آن كه عشيرهء اين بيشتر ( 11 ) بودند و آن ديگر گفت : بيا تا پيش رسول رويم ، به حكومت ( 12 ) ، گفت : نيايم . آنگه درهم [ 8 - پ ] افتادند به دست و زبان ( 13 ) و
هامش
( 1 ) . اساس ، آج : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها افزوده شد .
( 2 ) . آج ، آد ، لا : گفت و گوى .
( 3 ) . آد ، كا : نعلين .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : دهيد .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها از .
( 6 ) . آج ، آد : به تمثّل بگفت ، كا ، گامان : بگفت به تمثّل .
( 7 ) . اساس : جاهد ، با توجه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 8 ) . اساس : يصارع ، با توجه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد .
( 9 ) . آج ، آد ، كا كه .
( 10 ) . كا : محاكمتى .
( 11 ) . كا : بيش .
( 12 ) . كا : بيا تا به حكومت پيش رسول صلى اللَّه عليه و آله رويم .
( 13 ) . آد ، گا : به دست و زبان درهم افتادند .