است ، كقول الشّاعر :
أما كان عبّاد كفيّا ( 1 ) لدارم
بلى و لابيات بها الحجرات
يعنى بلى و لبني هاشم . * ( أَكْثَرُهُمْ لا يَعْقِلُونَ ، ) * [ 7 - ر ] ، آنان كه تو را از وراى حجرات آواز مىدهند بيشتر عقل ندارند يعنى جاهلاند ( 2 ) . مراد نه آن است كه ديوانهاند ، چه ( 3 ) اگر ديوانه بودندى با ايشان خطاب ( 4 ) نبودى و معاتب نبودندى و لكن مراد آن است كه جاهلاند ( 5 ) عقل كار نبندند ( 6 ) و عرف نمىشناسند و ادب ندارند ( 7 ) .
* ( وَلَوْ أَنَّهُمْ صَبَرُوا حَتَّى تَخْرُجَ إِلَيْهِمْ لَكانَ خَيْراً لَهُمْ ، ) * گفت اگر چنان بودى كه صبر كردندى تا تو برون آمديى ( 8 ) ايشان را نيكو ( 9 ) بودى هم در دنيا و هم در آخرت . امّا بهى دنيا آن بود كه ممكن بودى كه همه را آزاد كردى و هيچ كس را ( 10 ) فديه نستدى و بهى آخرت آن كه خداى تعالى الطاف كردى با ايشان كه به ايمان نزديك شدندى تا ثواب دادى ايشان را به شرايط خود . سعد بن ( 11 ) عبد اللَّه گفت رسول را - عليه السلام - پرسيدند كه : يا رسول اللَّه آنان كه بودند كه تو را آواز دادند وراى حجرهها ؟ گفت : جفاة بنى تميم بودند اگر نه آنستى كه مرا خبر دادند كه ايشان با دجّال اعور قتال سخت خواهند كردن ، من دعا كردمى برايشان تا ( 12 ) خداى تعالى ايشان را هلاك كردى . [ * ( وَاللَّه غَفُورٌ رَحِيمٌ ) * ، و خداى تعالى آمرزنده و بخشاينده است ] ( 13 ) .
هامش
( 1 ) . آد : عباد كفورا ، كا : عبادا لنا .
( 2 ) . آد ، گا و .
( 3 ) . آد ، گا : كه .
( 4 ) . آد ، گا : خطاب با ايشان .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : جاهلانند .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : نمىبندند .
( 7 ) . آد ، كا ، گا : نگاه نمىدارند .
( 8 ) . آج ، آد ، كا ، گا : آمدى .
( 9 ) . آج ، آد ، كا ، گا : به ، لا : بهتر .
( 10 ) . گا : هيچ يك را ، كا ، لا : هيچ را .
( 11 ) . كا ، لا : سعيد .
( 12 ) . آد : تا ايشان را .
( 13 ) . اساس ، آج ، لا : اين سطر را ندارد ، از آد افزوده شد .