هزيمت رفتند ( 1 ) ، گفت : افّ لهؤلاء و ما يصنعون . ما در عهد رسول قتال نه چنين كرديمى ( 2 ) [ 3 - پ ] پيش رفت و قتال مىكرد تا كشته شد ( 3 ) .
و درعى پوشيده داشت ، يكى از جمله مسلمانان درع از او بركشيد پنهان و ببرد و در زير ريگى ( 4 ) پنهان كرد . يكى از صحابه ، ثابت را ( 5 ) در خواب ديد كه او را گفت : يا فلان ، بدان كه درع من فلان كس دارد ، از من برون كرد و در زير ريگ ( 6 ) پنهان كرد ، برو ( 7 ) خالد وليد را بگو تا باز ستاند و بفروشد و فلان كس را بر من وامى است آن وام بگزارد از من ، و ابو بكر را - كه خليفه است - بگو تا به اين قيام كند و بندهء مرا - فلان را - آزاد كند .
او بيامد و خالد ( 8 ) را بگفت . خالد كسى را فرستاد ( 9 ) به خيمهء آن كس كه او گفته بود و طلب كردند و آن درع در زير خاك يافتند ( 10 ) و پيش او بردند ( 11 ) در وجه وام او كرد و غلامش ( 12 ) آزاد كردند . راوى خبر گويد : هرگز وصيّتى نديدم كه از پس مرگ انفاذ كردند جز اين وصيّت ( 13 ) .
ابو هريره گفت : چون اين آيت آمد ، ابو بكر گفت : و اللَّه كه من از اين پس [ با رسول ] ( 14 ) سخن نگويم الَّا چنان كه به سرّ گويند . عبد اللَّه زبير گفت : چون اين آيت آمد ، صحابه با رسول سخن چنان ( 15 ) گفتند ( 16 ) كه او چند بار بازخواستى .
هامش
( 1 ) . كا ثابت .
( 2 ) . آد ، كا ، گا ، لا : كردمانى .
( 3 ) . آد ، كا ، گا ، لا : تا شهيد شد .
( 4 ) . آد ، كا ، گا ، لا : ديگى .
( 5 ) . آد ، لا : صحابه او را .
( 6 ) . آج : خاك ، آد ، كا ، گا ، لا : ديگى .
( 7 ) . كا ، گا ، لا و .
( 8 ) . آد ، كا ، گا ، لا : خالد وليد .
( 9 ) . آج : كس فرستاد .
( 10 ) . آج : در زير آن خاك ، آد : در زير ديگ يافتند ، كا : در زير ديگ بازيافتند ، لا : در زير آن ديگ كه او گفته بود بيافتند .
( 11 ) . آج تا ، لا او .
( 12 ) . آج ، آد ، كا ، گا را .
( 13 ) . لا را .
( 16 - 14 ) . آج و همهء نسخه بدلها : گفتندى .
( 15 ) . آد آهسته .