مىگوييد : محمّد ( 1 ) يا احمد ، و لكن خطاب چنين كنيد : يا نبىّ اللَّه يا رسول اللَّه ، اى پيغمبر خداى ، اى فرستادهء خداى ، نظيره قوله : لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً ( 2 ) .
* ( أَنْ تَحْبَطَ أَعْمالُكُمْ ) * ، أى لئلَّا تحبط أعمالكم ، تا عملهاتان ( 3 ) باطل نشود ، و معنى آن كه : بيان كرديم ( 4 ) اندرجاى ( 5 ) ، تا عملتان به موقع قبول افتد ، چه معلوم است كه اگر اين خطاب بر وجه مأمور بكردندى مستحقّ ثواب بودندى ، چون خلاف آن كردند و قصد ايشان وضع حرمت رسول بود ، ايشان را به آن ثواب ( 6 ) حاصل نيامد آن انتفاء ثواب را بر توسّع احباط خواند .
گفتند : چون ( 7 ) آيت آمد ، ثابت بيامد ( 8 ) و بر راه نشست و مىگريست .
عاصم بن عدىّ بر او بگذشت او را گفت : يا ثابت چرا مىگريى ؟ گفت : ( 9 ) آيتى آمد و من مىترسم كه از اهل آن آيت باشم ، و من مردى رفيع الصوتم - بلند آواز - و ( 10 ) قصد نكردم . عاصم بن عدىّ بر او بگذشت او را گفت : يا ثابت من با رسول خدا مىگويم ( 11 ) . برفت و رسول را خبر داد . ثابت برخاست و در خانه رفت و دختر عبد اللَّه ابىّ سلول در خانهء او بود - جميله ، و گفت : من خطايى كردهام ( 12 ) و در اين خانه خواهم رفت ( 13 ) كه اسپ ] ( 14 ) در او بسته باشد . چون در آن جا روم ( 15 )
هامش
( 1 ) . آد : يا محمّد و .
( 2 ) . سورهء نور ( 24 ) آيهء 63 .
( 3 ) . آد ، كا ، گا ، لا : عملتان .
( 4 ) . آد ، كا ، گا : كردهايم .
( 5 ) . آج : اندر جاى ( شايد كه : اندجاى ) ، ديگر نسخه بدلها : چند جاى .
( 6 ) . كا . لا : بر آن ثوابى ، آد : از آن ثوابى .
( 7 ) . آد ، كا ، گا ، لا اين .
( 8 ) . آد ، گا : ثابت بن قيس .
( 9 ) . لا : ثابت گفت .
( 10 ) . كا : امّا .
( 11 ) . آد ، كا ، گا ، لا : عبارت « عاصم بن عدى . . . مىگويم » را ندارد .
( 12 ) . كا ، گا ، لا : بكردهام .
( 13 ) . كا ، گا ، لا : خواهم رفتن .
( 14 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج افزوده شد .
( 15 ) . لا بياو .