گفت : « حا » ، افتتاح نامهاست كه اولش « حا » ست چون : « حليم » و « حميد » و « حى » و « حنان » و « حكيم » ، و « ميم » ، افتتاح نامهايى است كه اولش « ميم » است چون : « ملك » و « مجيد » و « منان » .
بيان اين قول آن است كه انس روايت كرد كه ، اعرابى رسول [ عليه السلام ] ( 1 ) را گفت : ما « حم » ، « حم » چيست ؟ ما در لغت خود نمىشناسيم آن را . گفت :
به دو اسماء و فواتح سور
، ابتداى نامهاست و اوايل سورتها . ضحاك و كسائى گفتند : اى حم ما هو كائن ، يعنى قدر ، قضا كردند ( 2 ) هر چه بودنى است . و قال الشاعر :
ألا يا لقومى كل ما حم واقع
و ما لامرئ عما ( 3 ) قضى اللَّه مانع
اى ، كل ما قدر .
حسن و شعبى گفتند : نام سورت است و استدلال كردند به قول شاعر :
يذكرنى ( 4 ) حاميم و الرمح شاجر
فهلا تلا حاميم قبل التقدم
و قال الكميت :
وجدنا لكم في آل حم آية
تأولها منا تقي و معرب
* ( تَنْزِيلُ الْكِتابِ ) * ، اى ، هو تنزيل الكتاب الصادر ، * ( مِنَ اللَّه الْعَزِيزِ الْعَلِيمِ ) * .
و گفتند : « حم » در محل رفع است بر ابتدا و « تنزيل » خبر اوست . و روا بود كه « تنزيل » مبتدا بود و جار و مجرور در جاى خبر او ، و خبر بر حقيقت محذوف بود و التقدير : الكتاب صدر و نزل من اللَّه العزيز العليم ، گفت : اين قرآن از قبل خداست - جل جلاله - و كلام و وحى و تنزيل اوست . و « من » ، ابتداى غايت را باشد ، و او خدايى است عزيز و منيع دانا ( 5 ) .
* ( غافِرِ الذَّنْبِ ) * ، آمرزندهء گناه است .
* ( وَقابِلِ التَّوْبِ ) * ، و پذيرندهء توبه است ، * ( شَدِيدِ الْعِقابِ ) * ، سخت عقوبت است . آن را كه نگويد « لا إله الا اللَّه » .
* ( ذِي الطَّوْلِ ) * اى ، ذى الغنى و الفضل عمن لا يقول « لا إله الا اللَّه » . مستغنى است از آن كه اين كلمه نمىگويد ، اين قول ضحاك است .
هامش
( 1 ) . از ما ، افزوده شد .
( 2 ) . گا : قدر و قضا رفت ، آد : قضا و قدر رفت .
( 3 ) . ما : فيما .
( 4 ) . لا : تذكرنى .
( 5 ) . ما ، گا : و دانا .