نگه دار ايشان ( 1 ) از بديها و هر كه را نگهدارى از بديها آن روز بر او رحمت كرده باشى و آن ظفرى است بزرگوار ( 2 ) .
آنان كه كافر شدند ، ندا كنند ايشان را ، دشمنى خداى بزرگتر است از دشمنى شما با خود ، چون مىخوانند شما را با ( 3 ) ايمان كافر مىشوى ( 4 ) .
گويند : خداى ما ميرانيدى ما را دوبار و زنده كردى ما را دوبار ، اقرار داديم به گناه خود ( 5 ) ، هست به بيرون شدن هيچ راهى ؟
آن به آن است كه چون بخواندند خداى را يكى كافر شدى ( 6 ) و اگر همباز گفتند با او بگرويدى ( 7 ) ، حكم خداى راست بزرگوار بزرگ .
اوست كه نمايد شما را آيات خود و فرو مىآرد براى شما از آسمان روزى و انديشه نكند الا آن كس كه تايب باشد .
بخوانى ( 8 ) خداى را خالص كرده او را طاعت و اگرچه كاره ( 9 ) كافران .
بردارندهء درجات است خداوند عرش ، برافگند وحى از فرمان خود بر آن كه خواهد از بندگانش ، تا بترساند از روز قيامت .
آن روز كه ايشان بيرون [ آيند ] ( 10 ) پوشيده نماند بر خداى از ايشان چيزى ، كراست پادشاهى امروز ؟ خداى ( 11 ) كه يكى است و قهر كنندهء بندگان است .
هامش
( 1 ) . ما ، لا : ايشان را .
( 2 ) . ما : بزرگ است .
( 3 ) . ما : وا .
( 4 ) . مىشوى / مىشويد .
( 5 ) . ما : ما .
( 6 ) . شدى / شديد .
( 7 ) . بگرويدى / بگرويديد .
( 8 ) . بخوانى / بخوانيد .
( 9 ) . لا افزوده : باشند .
( 10 ) . از ما ، افزوده شد .
( 11 ) . ما ، لا : خداى را .