« دابّة الارض » بيست ( 1 ) گز بالاى او باشد . هيچ طالب او را در نيابد ، و هيچ ( 2 ) از او فايت نشود . مؤمن را بر روى علامت زند ، و كافر را بر روى داغ نهد . عصاى موسى با او باشد و خاتم سليمان ( 3 ) .
ابو هريره روايت كرد كه ، رسول - عليه السّلام - گفت : « دابّة الارض » چون برون ( 4 ) آيد عصاى موسى با او باشد و انگشترين ( 5 ) سليمان . به انگشترى سليمان روى مؤمن را نقش كند و مهر ، و به عصاى موسى كافر را بكشد ( 6 ) . و چون مؤمنان و كافران بر او حاضر آيند ، ايشان را از يكديگر بشناسد ، مؤمن را گويد : يا مؤمن ! و كافر را گويد :
يا كافر ! عبد اللَّه عمر گفت : « دابّة الارض » ، شب جمع ( 7 ) برون ( 8 ) آيد ، يعنى شب عيد كه حاجيان از مكّه به منا شوند ( 9 ) ، و مردم از پيش او و پس او مىروند ، هيچ منافق نباشد و الَّا او مهار در بينىاش كند ( 10 ) ، و هيچ مؤمن نباشد و الَّا كه اكرامش كند .
از امير المؤمنين على - عليه السّلام - پرسيدند ( 11 ) صفت « دابّة الارض » ، كه او دنبال دارد يا نه ( 12 ) ندارد ؟ گفت : او دنبال ندارد ، و و بر و پشم ( 13 ) ندارد ، انّما او محاسن دارد چنان كه ( 14 ) مردان شما . و اين اخبارى است از طريق عامّهء مخالفان و موافق اخبارى است كه آمد ( 15 ) از طرق ( 16 ) . اصحاب ما كه گفتند ( 17 ) : « دابّة » ، كنايت است از صاحب الزّمان كه مهدىّ امّت است .
حذيفة بن اليمان ( 18 ) گفت ، رسول را پرسيدم كه : يا رسول اللَّه ! اين « دابّة » ( 19 ) كجا
هامش
( 1 ) . كا : شصت .
( 2 ) . مش ، كا هارب .
( 3 ) . آب ، آز ، مش ، عليهما السّلام .
( 4 ) . آج ، لب ، آل ، كا : بيرون .
( 5 ) . آب ، آج ، لب ، آز ، آل ، مش ، كا : انگشترى .
( 6 ) . كا : بشكند .
( 7 ) . آب ، آز ، آل ، مش ، كا : جمعه .
( 8 ) . آب ، آز ، آل ، مش ، كا : بيرون .
( 9 ) . آل : روند .
( 10 ) . آل : كشد .
( 11 ) . آب ، آز از ، مش كه .
( 12 ) . آب ، آج ، لب ، آز ، آل ، مش : ندارد .
( 13 ) . آج ، لب ، آل : و برو پشم ، مش : و در بر پشم .
( 14 ) . آج ، لب ، آل : چون .
( 15 ) . آب ، آز : آمده .
( 16 ) . مش : طريق .
( 17 ) . آب ، آز : گفتهاند .
( 18 ) . آب ، آل ، آز : حذيفة بن اليمانى ، آج ، كا ، لب : حذيفة اليمانى .
( 19 ) . آب ، آز الارض از .