و كه ( 1 ) بخوانم قرآن ( 2 ) ، هر كه ره يابد ره يابد براى خود ، و هر كه گمراه شود ( 3 ) بگو من از جمله ترسندگانم ( 4 ) .
و بگو سپاس خداى را با شما نمايد دليلهاى من ( 5 ) تا بشناسى ( 6 ) ، و نيست خداى تو غافل از آنچه شما مىكنى .
قوله تعالى : * ( فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّه ) * ، آنگه رسول را - عليه السّلام - گفت : يا محمّد ! تو توكّل كن بر خداى تا خداى تو را كفايت كند مؤونت اين كافران ( 7 ) . باك مدار كه تو بر حقّى ، حقّى روشن .
* ( إِنَّكَ لا تُسْمِعُ الْمَوْتى ) * ( 8 ) * ( ) * ، آنگه بر طريق مثل گفت رسول را بر وجه مبالغت و معنى يأس و قطع طمع او از ايمان ايشان ، گفت : تو نتوانى شنوانيدن مردگان را و نيز كرّان را آواز دعوت .
ابن كثير خواند : و لا يسمع ( 9 ) الصّمّ الدّعاء ، به فتح « يا » ( 10 ) و « ميم » ، يعنى كرّان دعا نشنوند . و باقى قرّاء ، لا تسمع ، به « تا » ى مضموم و كسر « ميم » ، من الاسماع ، يعنى تو نتوانى شنوانيدن كرّان را دعا ، يعنى چنان كه ممكن نبود كه كر چيزى شنود يا مرده ، از اينان ايمان واقع نيايد ، چه در سابق علم من چنين است كه : اينان اختيار ايمان نكنند ، و نظر و تأمّل نكنند در ره معرفت من . * ( إِذا وَلَّوْا مُدْبِرِينَ ) * ، تقيّد ( 11 ) آن كرد تا بليغتر باشد ، چون پشت برگردانند و بروند ، چه اگر شنوا باشد چون ( 12 ) روى برگرداند ( 13 ) برود هم نشنود ، فكيف مردم كرد .
هامش
( 8 - 1 ) . آب ، مش ، آج ، لب : و آن كه ، آل : و آنچه .
( 2 ) . آب ، آج ، لب ، آل ، مش را پس .
( 3 ) . آب ، آل پس .
( 12 - 4 ) . آب ، مش : ترسانندگانم ، آج ، لب ، آل : بيم كنندگانم .
( 5 ) . آب ، مش : زود باشد كه بنمايد شما را آيتهاى خود ، آج ، لب ، آل : زود باشد كه نمايم به شما آيات او .
آنچه در متن آمده ، هم به اعتبار اين كه قائل اصلى قول خداست مىتواند نا درست نباشد .
( 6 ) . آب ، مش : پس بدانيد آن را .
( 7 ) . كا و تو از ايشان .
( 9 ) . آب ، آز ، مش : تسمع .
( 10 ) . آب ، آز ، مش : تا .
( 11 ) . آج ، لب : بقيد .
( 13 ) . آج ، لب ، آل : چه .