گفت اى قوم چرا شتاب مىكنى به بدى پيش از نيكى ، چرا آمرزش نخواهى از خدا تا همانا بر شما رحم كنند ( 1 ) .
گفتند فال بد زديم ( 2 ) [ به تو ] ( 3 ) و با آنان كه با تواند ، گفت فال بد ( 4 ) شما نزديك خدا ( 5 ) بلكه شما قوم اى ( 6 ) به فتنه فگننده ( 7 ) .
و بودند ( 8 ) در شهر نه گروه ( 9 ) فساد ( 10 ) مىكردند در زمين و اصلاح نمىكردند .
گفتند : سوگند خورى به خدا كه شبيخون ( 11 ) آرى [ او را ] ( 12 ) و اهلش ، پس گوييم ولىّ او را : ما حاضر نبوديم ( 13 ) به هلاك اهل او ، و ما راست گوييم ( 14 ) .
و مكر كردند ( 15 ) مكر كردنى ، و مكر كرديم ( 16 ) مكر كردنى و ايشان ندانند .
بنگر چگونه بود عاقبت مكر ايشان ! ما ايشان را هلاك كنيم ( 17 ) و قومشان را جمله .
آن ( 18 ) خانههاى ايشان است خالى به آنچه ( 19 ) ظلم كردند ، در اين دليل و آيتى هست ( 20 ) گروهى را كه دانند .
هامش
( 1 ) . آب ، مش : تا همانا شما را بيامرزد .
( 2 ) . آب ، آز : فال شوم مىگيريم .
( 3 ) . آط : ندارد ، توجّه به معنى از آب افزوده شد .
( 4 ) . آب ، آز : شوم .
( 5 ) . آب ، آز : خداى است .
( 6 ) . قوم اى / قومى ايد ، آب ، آج ، مش : گروهىايد .
( 7 ) . آب ، مش : در فتنه انداخته .
( 8 ) . آب ، آج ، آل ، مش : بود .
( 9 ) . مش : مرد ، آب ، آج ، آل ، مش كه .
( 10 ) . آج ، آل : تباهى .
( 11 ) . آب ، مش : شب به روز .
( 12 ) . آط : ندارد ، از آب ، افزوده شد .
( 13 ) . آب : ما گواهى نمىدهيم ، مش : گواهى نداديم .
( 14 ) . آب ، آج ، آل ، مش : راست گويانيم .
( 15 ) . آب ، مش ايشان .
( 16 ) . آب ، مش و ما .
( 17 ) . آب ، آج ، آل : ما هلاك كرديم .
( 18 ) . آب ، آل ، آج : پس اين .
( 19 ) . آط : آن ، به قياس با نسخه آب ، تصحيح شد .
( 20 ) . آب مر .