چنان بايد كه يك لحظه فراموشت نبود ، چنان كه گفت - شعر :
اللَّه يعلم انّي لست اذكره
و كيف اذكره اذ لست انساه
و قال آخر - شعر :
عجبت لمن يقول ذكرت إلفي
و هل أنسى فأذكر من هويت
و امّا ذكر به زبان هم شرط اين است تا علامت محبّت ظاهر باشد ، كه « من أحبّ شيئا اكثر ( 1 ) ذكره » .
* ( وَسَبِّحُوه بُكْرَةً وَأَصِيلًا ) * ، گفت : و تسبيح او كنى به بامداد و شبانگاه .
مفسّران گفتند : نماز بامداد و نماز ديگر خواست .
عبد اللَّه عبّاس گفت : نماز بامداد و نماز شام و خفتن خواست . مجاهد گفت :
مراد كلمات تسبيح است ، من قوله ( 2 ) : « سبحان الله » ، « و الحمد لله » ، « و لا إله الا الله » ، « و الله اكبر » ، « و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظيم » ، چه اين كلماتى ( 3 ) است كه طاهر را و جنب را و حائض را و محدث را شايد گفتن و بايد گفتن ( 4 ) ، پس عبارت كرد به تسبيح از جملهء اين كلمات كه اخوات اوست .
* ( هُوَ الَّذِي يُصَلِّي عَلَيْكُمْ ) * ، او آن خداى است كه صلات ( 5 ) فرستد بر شما به رحمت .
سدّى گفت : بنو اسرايل موسى را گفتند : أ يصلَّي ربّنا ، خداى ما را صلاتى باشد ؟ خداى ( 6 ) وحى كرد به موسى كه بگو اينان را كه : صلات من به ( 7 ) رحمت باشد ، و رحمت من واسع است به همه چيز برسد .
و گفتند : معنى * ( يُصَلِّي عَلَيْكُمْ ) * ، آن است كه ذكر جميل شما در عالم و عالميان آشكارا كند .
اخفش گفت : مراد آن است كه بر شما بركت كند ، كه اصل كلمه از لزوم است .
* ( وَمَلائِكَتُه ) * ، و فريشتگان به استغفار ، چه معنى « صلات » مختلف بود به اختلاف فاعلان ، از ما دعا باشد و از فريشتگان استغفار ، و از خداى - جلّ جلاله -
هامش
( 1 ) . آط : كثر ، آج ، لب : كثير ، مش : ندارد .
( 2 ) . آط ، آب : من قول .
( 3 ) . آج ، لب : كلمات .
( 4 ) . ديگر نسخه بدلها بجز كا : ندارد .
( 5 ) . آب ، كا : صلوات .
( 6 ) . آب ، كا تعالى .
( 7 ) . ديگر نسخه بدلها : ندارد .