* ( قُلْ إِنَّمَا الآياتُ عِنْدَ اللَّه ) * .
حق تعالى گفت : بگو اى محمّد به جواب ايشان كه : آيات و معجزات به دست من نيست ، بل بنزديك خداى است و به فرمان او . * ( وَإِنَّما أَنَا نَذِيرٌ مُبِينٌ ) * ، و من ترسانندهاى ام شما را بيان كننده .
آنگه حق تعالى بر سبيل تقريع و توبيخ گفت به صورت استفهام .
* ( أَ وَلَمْ يَكْفِهِمْ ) * ، كفايت نيست ايشان را كه ما كتاب قرآن بر تو فرو فرستاديم تا بر ايشان مىخوانند ؟ * ( إِنَّ فِي ذلِكَ ) * ، در اين كتاب رحمتى هست و ياد كردى و تذكيرى جماعت مؤمنان را .
ابن جريج گفت : سبب [ نزول ] ( 1 ) آيت آن بود كه مسلمانان بر جهودان رفتند و از ايشان چيزى بنوشتند . آنگه آن نبشته بياوردند تا رسول بنگرد . رسول - عليه السّلام - بينداخت و گفت :
كفى بها حماقة قوم او ضلالة ( 2 ) قوم
، بس باد حماقت يا ضلالت قومى كه رها كنند آنچه پيغامبرشان از نزد خداى به ايشان آورد ، و از قوم ديگر چيزى بگيرند و بنويسند ، خداى تعالى اين آيت فرستاد : * ( أَ وَلَمْ يَكْفِهِمْ ) * ، بس نيست ايشان را آن كه ما [ 204 - پ ] كتاب قرآن بر ايشان انزله ( 3 ) كرديم تا بر ايشان مىخوانند ؟
آنگه گفت ، بگو اى محمّد : * ( قُلْ كَفى بِاللَّه بَيْنِي وَبَيْنَكُمْ شَهِيداً ) * ، بس است گواه ميان من و شما خداى - عزّ و جلّ - در آن كه من رسول اويم و قرآن كتاب اوست .
* ( يَعْلَمُ ما فِي السَّماواتِ وَالأَرْضِ ) * ، چه او داند هر چه در آسمانها و زمين برود و بباشد .
* ( وَالَّذِينَ آمَنُوا بِالْباطِلِ ) * ، و نيز داند و شناسد آنان را كه به باطل بگروند و به خداى كافر شوند . آنگه گفت : ايشان زيانكاران باشند به قيامت .
قوله : * ( وَالَّذِينَ آمَنُوا ) * ، محلّ او محتمل است دو وجه را : يكى نصب ، عطفا على قوله : * ( ما فِي السَّماواتِ ) * ، و دوم ( 4 ) : مبتدا ( 5 ) ، * ( أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ ) * ، جملهاى باشد در جاى خبر او .
* ( وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذابِ ) * ، گفت : تعجيل مىكنند تو را ( 6 ) به عذاب ، و از تو عذاب
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، از آط افزوده شد .
( 2 ) . چاپ شعرانى ( 9 / 29 ) : و ضلال .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : انزال .
( 4 ) . مش : دويم .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 6 ) . لب : آن را ، چاپ شعرانى ( 9 / 29 ) : مرا .