جز خداى تعالى هيچ دوست و نه يارى دهنده .
و آنان كه كافر شدند به نشانههاى خدا و ديدار او و فرا رسيدن با پيش او ( 1 ) ، ايشانند كه نوميد شدند از رحمت من ، و ايشانند كه ايشان راست عذابى دردناك .
نبود ( 2 ) جواب قوم او مگر آن كه گفتند بكشيد ( 3 ) يا بسوزيد ( 4 ) او را ، پس برهانيد او را خداى از آتش ، بدرستى كه در آن نشانههاست گروهى را كه ايمان آورند .
گفت ابراهيم بدرستى كه فرا گرفتيد شما از فرود خداى - عزّ و جلّ - بتانى را تا دوستى باشد ميان شما اندر زندگانى دنيا ، پس روز قيامت كافر مىشود ( 5 ) برخى ( 6 ) از شما به برخى ( 7 ) ، و نفرين مىكند برخى ( 8 ) از شما برخى ( 9 ) را ، و جايگاه شما آتش دوزخ بود ، و نباشد شما را از يارى كنندگان .
پس ايمان آورد به ابراهيم ، لوط - عليه السّلام - و گفت كه : من هجرت كنندهام ( 10 ) سوى خداوند من ، بدرستى كه او بى همتا و با حكمت است .
و بخشيديم ( 11 ) او را ، يعنى ابراهيم را ، اسحاق و يعقوب ، و كرديم اندر فرزندان او پيغامبرى و كتاب ، و بداديم او را مزد او در دنيا ، و بدرستى كه او در آن جهان از نيكان است .
هامش
( 1 ) . آط ، آج ، لب : جزاى او ، آب ، مش : لقاى او .
( 2 ) . آب ، مش : پس نبود .
( 3 ) . آط : بكشى / بكشيد .
( 4 ) . آط : بسوزى / بسوزيد .
( 5 ) . آب ، مش : كافر شوند .
( 9 - 8 - 7 - 6 ) . آط ، آج ، لب : بهرى ، آب ، مش : بعضى .
( 10 ) . آط ، آج ، لب : من مىروم .
( 11 ) . آط ، آج ، لب : و بداديم .