برنجانند او را ( 1 ) در خداى كند ( 2 ) فتنه مردمان چون عذاب خداى ، و اگر آيد ( 3 ) يارى از خداى تو ، گويند ما بوديم با شما ، و نيست ( 4 ) خداى داناتر به آنچه در دلهاى جهانيان است ؟
و داند خداى آنان را ( 5 ) كه ايمان آورند ( 6 ) ، و داند منافقان را .
و گفتند آنان كه كافر شدند ( 7 ) آنان را كه ايمان آوردند : پسر وى ( 8 ) كنى ره ما را ، و ما بر گيريم ( 9 ) گناهان شما ( 10 ) ، و نيستند ايشان بر گيرنده ( 11 ) از گناهانشان از چيزى ، ايشان دروغزنان [ اند ] ( 12 ) .
و بر گيرند ( 13 ) بارهاى خود و بارها با بارهاى گران خود ( 14 ) ، و بپرسند ايشان را روز قيامت از آنچه فرا بافته بودند .
و بفرستاديم نوح را به قومش درنگ كرد در ايشان هزار سال الَّا پنجاه سال ، بگرفت ايشان را طوفان ، و ايشان ظالم بودند .
برهانيديم او را و اصحاب كشتى ( 15 ) ، و كرديم او را دليلى عالميان را .
و ابراهيم چون گفت قومش را : بپرستى خداى را و بترسى از او ، آن بهتر است شما را
هامش
( 1 ) . آب : چون ايذا رسيد به او .
( 2 ) . آب ، مش : در راه خداى گردانيد .
( 3 ) . آب ، مش : آمد .
( 4 ) . آب ، آج ، لب ، مش : آيا نيست .
( 5 ) . آط : آن را ، به قياس با نسخه آب تصحيح شد .
( 6 ) . آب ، آج ، لب : آوردند ، مش : آوردهاند .
( 7 ) . آب ، آج ، لب ، مش مر .
( 8 ) . آج ، لب ، مش : پيروى .
( 9 ) . آب ، مش : برداريم .
( 10 ) . آب ، آج ، لب ، مش را .
( 11 ) . آب ، مش : بردارندگان .
( 12 ) . آط : ندارد ، از آب افزوده شد .
( 13 ) . آب ، مش : هر آينه بر مىدارند .
( 14 ) . آج ، لب : ايشان .
( 15 ) . آب ، مش را .