بيان اين چند جايگاه كردهايم . * ( فَلَيَعْلَمَنَّ اللَّه الَّذِينَ صَدَقُوا وَلَيَعْلَمَنَّ الْكاذِبِينَ ) * ، تا بداند خداى تعالى راستيگرى آنان كه راست گويند ، و بداند دروغزنان را .
و چون لفظ امتحان گفت ، آن گفت كه مقتضى ( 1 ) امتحان بود براى آن كه امتحان براى آن كنند تا آنچه ندانند بدانند ، و اين بر سبيل مناسبت گفت ، و حقيقت آن بر خداى تعالى روا نيست چنان كه لفظ « فتنه » متأوّل باشد ، لفظ * ( فَلَيَعْلَمَنَّ ) * هم متأوّل باشد ، و مثله
قوله - عليه السّلام : انّ الدّنيا حلوة خضرة و انّ اللَّه مستخلفكم فيها فناظر ( 2 ) كيف تعملون ( 3 )
، و اين حديث هم صورت امتحان دارد .
و گفتند : چون صدق و كذب ايشان حادث بود و علم به آن على ما هو به الَّا آنگه نباشد كه در وجود آيد بر سبيل توسّع عالمى را چون حادثى ( 4 ) نهاد . بعضى دگر گفتند : معنى آن است تا خداى تعالى [ رسول را باز نمايد صدق صادق و كذب كاذب . نقّاش گفت و جبّائى : معنى آن است تا خداى تعالى ] ( 5 ) تمييز كند ( 6 ) صادق را از كاذب ، و اين تأويلاتى است متقارب .
* ( أَمْ حَسِبَ الَّذِينَ يَعْمَلُونَ السَّيِّئاتِ أَنْ يَسْبِقُونا ) * ، آنگه گفت بر سبيل تهديد و وعيد : يا مىپندارند آنان ( 7 ) كه سيّئات و معاصى كنند ( 8 ) و مخالفت من در فرمان من كه مرا سبق خواهند بردن و از من فوت شدن ؟ * ( ساءَ ما يَحْكُمُونَ ) * ، بد حكم مىكنند و غلط گمان مىبرند . و « ما » ، مصدرى است ، و التّقدير : بئس الحكم حكمهم .
* ( مَنْ كانَ يَرْجُوا لِقاءَ اللَّه ) * ، گفت : هر كه اميد دارد لقاى خداى را ، يعنى لقاى ثواب خداى . و گفتند : « رجاء » ، به معنى خوف است ، يعنى هر كه ترسد از عقاب ( 9 ) خداى ، و اين براى آن گفت تا ( 10 ) متناسب بود آيت اوّل را كه مورد او وعده است . و اگر بر ظاهر حمل كنند ( 11 ) هم نيك باشد تا يك آيت وعيد بود و يك آيت وعد .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : مقتضاى .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : فناظروا .
( 3 ) . چاپ شعرانى ( 9 / 6 ) : تعلمون .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : صادقى .
( 5 ) . اساس : ندارد ، از آط افزوده شد .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : تميز كند .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : اينان .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : مىكنند .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : عذاب .
( 10 ) . آب : كه .
( 11 ) . اساس : كند ، به قياس با نسخهء آط و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .