بىهمتاى با حكمت ( 1 ) .
و بيفگن عصاى خود را پس چون بديد آن را كه مىجنبيد گويى ( 2 ) كه آن مارى بزرگ است ( 3 ) ، برگشت موسى پشت دهنده و باز پس ننگريست ( 4 ) اى موسى مترس بدرستى كه نترسد ( 5 ) نزديك من پيغامبران .
مگر آن كه ستم كند پس بدل كند ( 6 ) نيكوى پس از بدى ، پس بدرستى كه من آمرزنده و بخشايندهام .
و در آور ( 7 ) دست خود ( 8 ) در گريبان خود تا بيرون آيد سپيد نورانى جز بدى ( 9 ) در نه نشانهها ( 10 ) سوى فرعون و قوم او بدرستى كه ايشان بودند گروهى از فرمان بيرون شوندگان .
پس چون آمد به ايشان نشانههاى ما هويدا ( 11 ) گفتند اين جادوى است هويدا و روشن .
و انكار كردند آن را و يقين دانستند آن را به دلها ستمكارى ( 12 ) و بزرگوارى كردنى ( 13 ) پس بنگر كه چگونه بود سر انجام تباهكاران ( 14 ) .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آز : محكم كار .
( 2 ) . آط ، آب ، مش : پنداشتى .
( 3 ) . آط : مارى است . آب ، مش : مارى خرد است ، آج ، لب ، آل : مارى خفيف بود .
( 4 ) . آط : و بازپس بايستاد ، آب : و پس نمىايستد : آج ، لب : و باز پس رجوع نكرد .
( 5 ) . آج ، لب ، آل : نمىترسند .
( 6 ) . مش : بدل كرد .
( 7 ) . آط ، آب ، لب : در آر .
( 8 ) . آج ، لب ، آل : تو را .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آز ، مش : بى بدى .
( 10 ) . آط ، آج ، لب ، آل : معجز ، آب ، مش : آيت .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آز : روشن .
( 12 ) . آط ، آج ، لب ، آل : به تنهاى ايشان به ستم ، آب ، مش : نفسهاى ايشان از روى ظلم .
( 13 ) . مش : تكبّر .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها قوله تعالى .