اصبغ بن نباته روايت كرد از امير المؤمنين - عليه السّلام - كه او گفت :
و اللَّه ( 1 ) ما عبد ابي و لا جدّي عبد المطَّلب و لا هاشم و لا عبد مناف صنما قط
، به خداى كه پدرم و جدّم و هاشم و عبد مناف هرگز بت نپرستيدند . گفتند : چه پرستيدندى ؟ گفت :
خداى را پرستيدندى ، و در نماز روى به كعبه كردندى متمسّك به دين ابراهيم - عليه السّلام .
و صادق - عليه السّلام - روايت كرد از پدرانش از امير المؤمنين - عليه السّلام - كه :
او روزى در رحبه نشسته بود و قومى پيرامن او نشسته ، يكى بر پاى خاست و گفت : يا امير المؤمنين ! انت بالمكان الَّذي انت به و ابوك يعذّب بالنّار ، تو به اين پايه كه تويى و پدرت را در دوزخ عذاب كنند ! امير المؤمنين گفت :
مه فضّ اللَّه فاك
، خاموش باد كه خداى دهنت بشكناد ،
و الَّذي بعث محمّدا بالحقّ بشيرا لو تشفّع ( 2 ) ابي في كلّ مذنب على وجه الارض لشفّعه اللَّه فيهم ابي ( 3 ) يعذّب بالنّار و ابنه قسيم بين النّار و الجنّة
، بدان خداى كه محمّد را به راستگرى ( 4 ) بفرستاد كه اگر پدرم شفاعت كند در جملهء گناهكاران كه بر روى زميناند خداى شفاعت او قبول كند .
آنگه گفت : به آن خداى كه محمّد را بحقّ به خلقان فرستاد كه نور پدرم روز قيامت نور همه خلقان را بنشاند ، جز نور محمّد و نور من و نور فاطمه و نور حسن و حسين ، چه نور او از نور ماست ، و نور ما از يك نور است كه خداى تعالى آفريد پيش از خلق آدم به دو هزار سال .
و از ( 5 ) رضا - عليه السّلام - روايت كردند از پدرانش به چند طريق كه : نقش ( 6 ) انگشترى ابو طالب اين بود ( 7 ) :
رضيت باللَّه ربّا و بابن اخي محمّد نبيّا ، و با بني علىّ له وصيّا .
و اخبار در اين معنى بسيار است ، و از جملهء دلايل ايمان ابو طالب خطبهء اوست كه در تزويج خديجه خواند چون عقد رسول بست با او ( 8 ) به اتّفاق مخالف و موافق ( 9 ) :
الحمد للَّه الَّذي جعلنا من زرع ابراهيم و من ذرّيّة اسمعيل و جعل لنا بيتا محجوجا
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : لا و اللَّه .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : يشفع ، كا : شفّع .
( 3 ) . آج ، لب ، آل : الى ، چاپ شعرانى ( 8 / 471 ) : أنّي .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : براستى :
( 5 ) . مش حضرت امام .
( 6 ) . كا نگين .
( 8 - 7 ) . همهء نسخه بدلها بجز كا : ندارد .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : مؤالف .