ايشانند كه بدهندشان مزد ايشان دو بار بدانچه صبر كردند ، و باز مىداشتند به نيكى بدى را ، و از آنچه روزى كرديمشان ( 1 ) نفقه كنند ( 2 ) .
و چون بشنوند ( 3 ) سخن بيهوده و فحش ، روى بگردانند از آن ، و گويند ما راست كردار ما ، و شما راست كردار شما ، سلام باد بر شما نجوييم ما جاهلان را .
بدرستى كه تو نتوانى نمود راه آن را كه تو دوست دارى ، و لكن خداى راه نمايد آن را كه خواهد ، و او داناتر است به راه يابندگان ( 4 ) .
و گفتند : اگر پسروى ( 5 ) كنيم راه راست را با تو ، بربايند ( 6 ) ما را و بيرون كنند از مكّه ( 7 ) زمين ما ، اى ( 8 ) نداديم تمكين و جايى ايشان را مكّه و حرم ايمن ( 9 ) ، گرد كنندشان ( 10 ) سوى مكّه ميوهها ، همه چيزى روزى دادنى از نزديك ما ، و لكن بيشتر ايشان نمىدانند ؟
و چندا ( 11 ) كه هلاك كرديم ما از اهل شهرى ، دنه گرفته شد زندگانى آن ( 12 ) ، آن كه آرامگاههاى ايشان ننشستند در او از پس ايشان مگر اندكى ، و بوديم ما ميراث گيرندگان ( 13 ) [ 187 - ر ] .
هامش
( 1 ) . آط : ما روزى دهيم ، آب ، آج ، لب ، آل ، مش : روزى داديم .
( 2 ) . آب ، مش : نفقه كردند ، آج ، لب ، آل : نفقه مىكنند .
( 3 ) . آب ، مش : بشنودند .
( 4 ) . آط ، آج ، لب ، آل ، آب ، مش : راه يافتگان .
( 5 ) . آط ، آج ، لب : پيروى .
( 6 ) . آط : دريابند ، آب ، مش : بر چيده شويم .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 8 ) . آب ، مش : آيا .
( 9 ) . آط ، آب ، آج ، لب ، مش : حرمى ايمن .
( 10 ) . آط : مىآيد ، آب ، مش : كشيده مىشود ، آج ، لب ، آل : جمع كرده مىشود .
( 11 ) . آب ، مش : چندان ، آج ، لب ، آل : بسا .
( 12 ) . آط ، آب ، مش : بطر آمد ايشان را از زندگانى خود ، آج ، لب ، آل : با غرور نعمت شدند اهل آن .
( 13 ) . آط ، آج ، لب ، آل : وارثان آن .