گفتند : جز از ايشان دو زن را يافت كه گوسپندكى ( 1 ) چند داشتند ( 2 ) جمع مىكردند و با هم مىآوردند تا پراگنده نشوند .
حسن گفت : ايشان را منع مىكردند تا با دگر گوسپندان ( 3 ) آميخته ( 4 ) نشوند .
و الذّود ، الكفّ و المنع ، يقال : ذاده يذوده ، و در منع چهار پاى مستعمل باشد ، و التّقدير : تذودان غنمهما ، [ مفعول به بيفگند . براى استغناى او . و قتاده گفت :
تذودان النّاس عن غنمهما ] ( 5 ) ، مردمان را منع مىكردند و دفع از گوسپندان ( 6 ) خود .
ابو مالك و ابن اسحاق گفتند : گوسپندان ( 7 ) را منع مىكردند از آب تا مردمان فارغ شوند و چاه خالى شود ، تا ايشان گوسپندان ( 8 ) را آب توانند دادن تا با مردمان ممانعت نبايد كردن ايشان را . * ( قالَ ما خَطْبُكُما ) * ، موسى - عليه السّلام - بيامد و ايشان را گفت :
چيست كار شما ؟ چرا گوسپندان ( 9 ) را آب ندهى ، و مردم گوسپندان ( 10 ) خود را آب مىدهند ؟ * ( قالَتا لا نَسْقِي ) * ، گفتند : ما گوسپندان ( 11 ) را آب نتوانيم دادن تا مردمان باز نگردند و فارغ نشوند ، * ( حَتَّى يُصْدِرَ الرِّعاءُ ) * .
ابن عامر و ابو جعفر خواندند ، و در شاذّ حسن بصرى و ابو عبد الرّحمن السّلمىّ و ايّوب بن المتوكّل : حتّى يصدر الرّعاء ، به فتح « يا » و ضمّ « دال » . و باقى قرّاء خواندند : حتّى يصدر الرّعاء به ضمّ « يا » و كسر « دال » .
بر قراءت اوّل ، اسناد فعل با رعاء باشد ، و فعل ايشان را بود ، يعنى ايشان باز آيند از آب . و بر قراءت دوم فعل هم ايشان را بود جز كه واقع بود بر اغنام تا كه شبانان گوسپندان ( 12 ) از آب باز آرند .
بر قراءت اوّل فعل لازم بود ، و بر دوم متعدّى ، و مفعول به محذوف از كلام للاستغناء عنه .
گفت : چرا چنين است ؟ گفتند : براى آن كه ما دو زن ضعيفيم ، و با مردان مزاحمت نتوانيم كردن . گفت : شما را هيچ مردى نيست ؟ گفتند : * ( وَأَبُونا شَيْخٌ كَبِيرٌ ) * ،
هامش
( 1 ) . آج ، لب ، آل ، كا : گوسفندكى .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ايشان .
( 12 - 11 - 10 - 9 - 8 - 7 - 6 - 3 ) . آج ، لب ، آل ، كا : گوسفندان .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز كا : جمع .
( 5 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آط ، و ديگر نسخه بدلها ، افزوده شد .