كقولهم : الهلال و الاسد ، يعنى ابصر الهلال و احذر الاسد . و اين جايگاه همين خواست ، يعنى ابصروا صنع اللَّه ( و اعلموا ) صنع اللَّه ، ببينى و بدانى صنع خداى تعالى .
* ( الَّذِي أَتْقَنَ كُلَّ شَيْءٍ ) * ، آن خدايى كه همه چيزى ( 1 ) كه آفريد نكو آفريد .
قتاده گفت : اتقن ، اى احسن . و ديگران گفتند ( 2 ) : اى احكم ، محكم آفريد چنان كه در او خللى و عيبى نباشد ، نظيره قوله : . . . ما تَرى فِي خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ ( 3 ) .
* ( إِنَّه خَبِيرٌ بِما تَفْعَلُونَ ) * ( 4 ) * ( ) * ، او داناست به آنچه شما مىكنى . كوفيان « تفعلون » خواندند ( 5 ) به « تا » ى خطاب ، و ديگران به « يا » خواندند خبرا عن الغائب .
قوله : * ( مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَه خَيْرٌ مِنْها ) * ، هر كه او نيكويى كند ، او را به از آن بدهند .
حسن بصرى گفت : مراد به حسنه گفت : « لا إله الا الله » است . قتاده گفت :
مراد اخلاص است .
علىّ بن الحسين زين العابدين - عليهما السّلام - گفت : مردى به غزا رفت به زمين روم ، و او را عادت بودى چون خالى بودى به آواز بلند « لا إله الَّا اللَّه وحده لا شريك له » گفتى . يك روز در مرغزارى مىرفت به زمين روم ، اين كلمات بگفت . سوارى برون ( 6 ) آمد از آن مرغزار و گفت : چه گفتى ؟ گفت : آنچه شنيدى . گفت : و اللَّه كه اين كلمه ( 7 ) است كه خداى تعالى گفت : * ( مَنْ جاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَه خَيْرٌ مِنْها وَهُمْ مِنْ فَزَعٍ يَوْمَئِذٍ آمِنُونَ ) * .
ابو داود السبيعيّ روايت كرد از ابو عبد اللَّه الجدلىّ كه امير المؤمنين على ( 8 ) گفت : يا با ( 9 ) عبد اللَّه ! تو را خبر دهم به حسنتى كه هر كه آن حسنه كند به بهشت شود و او را به از آن بدهند ، و به سيّئتى كه هر كه آن كند به دوزخ شود و هيچ عمل با
هامش
( 1 ) . آب ، آز ، مش : چيز .
( 2 ) . آب ، آز : گفتهاند .
( 3 ) . سورهء ملك ( 67 ) آيهء 3 .
( 4 ) . آط : يفعلون ، با توجّه به ضبط قرآن مجيد ، تصحيح شد .
( 5 ) . آب ، آز : خواندهاند .
( 6 ) . آب ، لب ، آز ، مش ، كا : بيرون .
( 7 ) . آب ، مش ، كا : كلمهاى .
( 8 ) . آج ، آز ، آل ، مش ، كا عليه السّلام
( 9 ) . آل : ابا .