* ( قالُوا إِنَّما أَنْتَ مِنَ الْمُسَحَّرِينَ ) * ، گفتند او را تو از جملهء مخدوعان ( 1 ) و فريفتگانى و با تو سحر و جادوى كردهاند .
و تو نيستى الَّا آدميى چون ما ، و ما تو را از جملهء دروغزنان مىپنداريم .
* ( فَأَسْقِطْ عَلَيْنا ) * ، فرو فگن ( 2 ) بر ما پارههاى آسمان اگر راستيگرى ( 3 ) .
* ( قالَ رَبِّي أَعْلَمُ بِما تَعْمَلُونَ ) * ، گفت : خداى من عالمتر است به آنچه شما مىكنى تا شما را جزا دهد بر حسب استحقاق شما .
در خبر مىآيد كه : خداى تعالى هفت ( 4 ) روز باد از ايشان باز داشت و گرما بر ايشان مسلَّط كرد چنان كه دم باز مىگرفت ايشان ( 5 ) و چارهها مىساختند و در سردابهها ( 6 ) مىشدند براى تبريد ( 7 ) . هر كجا مىرفتند گرمتر بود . به صحرا ( 8 ) آمدند ، ابرى بر آمد ، ايشان بتاختند و به سايهء آن ابر شدند تا ساعتى از گرما برآسايند . نسيمى از آن جا بدميد كه ايشان راحت به آن يافتند ( 9 ) ، آواز دادند يكديگر را و بخواندند تا ( 10 ) در سايهء آن حاضر آمدند [ 156 - ر ] . چون همه مجتمع شدند ، خداى تعالى از آن ابر آتشى بر ايشان بباريد تا همه بسوختند ، اين بيان * ( عَذابُ يَوْمِ الظُّلَّةِ ) * است .
قتاده گفت : خداى تعالى شعيب را به دو گروه فرستاد به اهل مدين و به اصحاب الايكة : امّا اصحاب الايكة به عذاب ( 11 ) ظلَّة هلاك شدند ، و امّا اهل مدين به صيحه هلاك شدند . جبريل - عليه السّلام - بيامد و بانگى بر ايشان زد ، همه هلاك شدند .
بعضى دگر گفتند : « عذاب ظلَّة » آن بود كه ( 12 ) هفت شبان روز گرما بر ايشان مسلَّط كرد تا ايشان را دم باز گرفت ، آنگه كوهى پديد آمد در ولايت ايشان ، مردى آن جا رفت و سايهاى ديد با راحت ، و در پيرامن كوه چشمههاى آب و درختان . آن جا
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : مخدعان .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها : بيفگن .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : راستگويى .
( 4 ) . آج ، لب ، آل شبانه .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها را .
( 6 ) . اساس : سرايها ، همهء نسخه بدلها بجز آط : سردابها ، به قياس با نسخهء آط ، تصحيح شد .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : تبرّد .
( 8 ) . آج ، لب ، آل : صحرايى بر .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آل : راحت آن بيافتند .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها همه .
( 11 ) . آط يوم .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها خداى تعالى .