عثمان عفّان ( 1 ) رسول را پرسيد كه : يا رسول اللَّه ! چه دعا خواندى كه خداى تعالى ( 2 ) زنده كرد ؟ گفت ، گفتم :
الهي انت خلقتها و انت افنيتها و انت ( 3 ) قادر على اعادتها فاحيها ( 4 ) يا حىّ لا إله الَّا انت .
چون مردم متفرق شدند ، رسول - عليه السّلام - امّ سلمه را بخواند و امّ ايمن را و سوده ( 5 ) و حفصه ( 6 ) و زنان مهاجر و انصار را و گفت : به كار فاطمه قيام كنى و او را بيارايى .
عايشه گفت و امّ ايمن گفت ( 7 ) : چون در نزديك او شديم تا او را بياراييم ، نورى ديديم [ ميان ] ( 8 ) دو چشم او تابان . عايشه گفت و امّ ايمن گفت : چون نور آفتاب و جمالى و حشمتى ( 9 ) كه مثل آن نديده بوديم . بنشستيم و در آراستن او گرفتيم ، او جامههاى مادرش خديجه بياورد . آن جامهها در او پوشانيديم ، و آن طيب كه خريده بودند ( 10 ) بر او مىكرديم ، او گفت : مرا پارهاى طيب است من بروم و آن ( 11 ) بيارم . آنگه برفت و پارهاى گلاب آورد كه ما هرگز چنان نشنيده بوديم ( 12 ) ، و چيزى ديگر آورد بمانند پرهاى مرغى لطيف ( 13 ) هزار بار از مشك اذفر خوشتر ( 14 ) .
امّ سلمه گفت : اين چيست يا بنت رسول اللَّه ؟ گفت : امّا اين آب عرق رسول است [ 132 - پ ] كه در وقت گرمگاه كه او در آمدى عرق كرده ، من آن عرق او بگرفتمى ( 15 ) ، در جايى جمع مىكردم ( 16 ) .
و امّا اين زغب : مردى بنزديك پدرم آمدى ، او را دحية الكلبىّ ( 17 ) گفتندى ، چون
هامش
( 1 ) . آب ، آز ، آل ، مش : عثمان بن عفّان .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها اين ( آن ) گوسفند را .
( 3 ) . اساس : انه ، به قياس با نسخهء آط و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 4 ) . آط ، آج ، لب ، آل : فاحياها .
( 6 - 5 ) . همهء نسخه بدلها را .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : ندارد .
( 8 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : حسنى .
( 10 ) . آط ، آج ، لب ، آل ، مش : خريده بوديم ، آب ، آز : بودم .
( 11 ) . مش را .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها : نديده بوديم .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها ما گفتيم .
( 14 ) . همهء نسخه بدلها است .
( 15 ) . همهء نسخه بدلها و .
( 16 ) . همهء نسخه بدلها : جمع كردمى .
( 17 ) . همهء نسخه بدلها : دحيه كلبى .