گفت : چون است كه شما چنين افتادهاى ( 1 ) ؟ گفتند ( 2 ) : از آن جا كه دلهاى ما سليم است خداى تعالى غلّ و حسد از دلهاى ما بيرون كرده است .
گفت : چرا در ميان شما درويشان نهاند ؟ گفتند : براى آن كه ما بر حق كار كنيم ، آن ( 3 ) ايشان به ايشان دهيم .
گفت : چرا ( 4 ) عمرتان دراز است ؟ گفتند : براى آن كه ما بر حق كار كنيم و حكم به عدل كنيم .
گفت : چرا شما باز نخندى ( 5 ) ؟ گفتند : از براى آن كه از گناه مىترسيم ، به استغفار مشغوليم .
گفت : چرا شما غمناك و خشمناك نهاى ( 6 ) ؟ گفتند : براى آن كه ما تن بر بلا موطَّن كردهايم .
گفت : چون است كه آفاتى به مردمان رسد ، به شما نمىرسد ؟ گفتند : براى آن كه ما توكّل جز بر خداى نكنيم و بر ( 7 ) نجوم كار نكنيم .
گفت : پدران شما چگونه ( 8 ) بودند ؟ گفتند : بلى ما اين طريقه از پدران گرفتهايم كه طريقهء ايشان آن بود كه بر درويشان رحمت كردندى و با محتاجان مواسا كردندى ، و از ظالمان عفو نكردندى ( 9 ) ، و احسان نكردندى ( 10 ) با آنان كه با ايشان اساءت كردندى ، و با جاهلان حلم كردندى و امانت نگه داشتندى ، و وقت نمازها محافظت كردندى ، و به عهد وفا كردندى و وعده را انجاز كردندى ، خداى تعالى لا جرم كارهاى ايشان بر ( 11 ) صلاح بداشت ، و بركت ( 12 ) صلاح ايشان به ما رسانيد .
و قتاده روايت كرد از ابو رافع از ابو هريره كه ، رسول - صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم - گفت : يأجوج و مأجوج بيايند و اين سد مىشكافند تا نزديك آن باشد كه شعاع
هامش
( 1 ) . آب ، آج ، لب ، آز : افتادهايد .
( 2 ) . اساس : گفت ، با توجّه به نسخهء آط و اتّفاق نسخه بدلها تصحيح شد .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها : حقّ .
( 4 ) . آب ، آط ، آز : چون .
( 5 ) . آب ، آج ، آز : نخنديد .
( 6 ) . آب ، آج ، لب ، آز : نهايد .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها انواء و .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : پدرانتان همچنين .
( 10 - 9 ) . همهء نسخه بدلها : كردندى .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها : به .
( 12 ) . همهء نسخه بدلها و .