نبات نروياند . و اگر همه آبهاى جهان در او بندند باز آنگه كه وقت آيد و فصل ربيع باشد ، ما باران به او فرو فرستيم تا چون زنده شود ( 1 ) ، پندارى بر خود بجنبد و نشاط نبات كند ، و انواع نبات پديد آيد از او ، هم آن خداى كه اين كند و بر اين قادر است ، قادر است بر آن كه شما را زنده كند پس از آن كه مرده باشى و پوسيده .
آنگه اين آيت را بيان كرد و گفت : * ( ذلِكَ بِأَنَّ اللَّه هُوَ الْحَقُّ ) * ، اين براى آن است كه خداى حقّ است ، و وجود او درست است ، و كمال قادرى او محقّق است ، و او قادر است بر آن كه مردگان را زنده كند ، بل ( 2 ) هر چه مقدورات است ( 3 ) ، قادر است از هر جنسى على ما [ لا ] ( 4 ) نهاية له .
* ( وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ ) * ، و نيز بدانى كه قيامت آمدنى است و در او شكّى نيست ، و خداى تعالى زنده خواهد كرد آنان را كه در گورهااند .
* ( وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللَّه بِغَيْرِ عِلْمٍ وَلا هُدىً وَلا كِتابٍ مُنِيرٍ ) * ، آيت هم در نضر بن الحارث آمد ، گفت : و از مردمان كس ( 5 ) هست كه جدل مىكند و خصومت در خداى تعالى بىعلمى كه او را هست . * ( وَلا هُدىً ) * ، بى بيانى و بيّنتى و حجّتى كه دارد ، و بىكتابى روشن .
* ( ثانِيَ عِطْفِه ) * ، برگردانيده پهلو را ، و اين عبارت باشد از دو چيز ، يكى : تكبّر ، يقول العرب : جاء فلان ثانيا عطفه اذا جاء متكبّرا متجبّرا ، و نيز عبارت باشد از عدول و اعراض و الثّنى الصّرف ، و العطف الجنب ، و نصب او بر حال است از فاعل ، و در آيت هر دو وجه محتمل است ، و نظيره ( 6 ) قوله : وَإِذا تُتْلى عَلَيْه آياتُنا وَلَّى مُسْتَكْبِراً ( 7 ) . . . ، و قوله : . . . لَوَّوْا رُؤُسَهُمْ وَرَأَيْتَهُمْ يَصُدُّونَ وَهُمْ مُسْتَكْبِرُونَ ، ( 8 ) .
* ( لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّه ) * ، تا گمراه كند مردمان را از ره خداى . آنگه گفت : * ( لَه فِي الدُّنْيا خِزْيٌ ) * ، او را در دنيا خزيى و ذلَّى و هوانى و هلاكى باشد ، و آن روز بدر بود . * ( وَنُذِيقُه يَوْمَ الْقِيامَةِ عَذابَ الْحَرِيقِ ) * ، و روز قيامت بچشانيم او را عذاب دوزخ .
هامش
( 1 ) . آب ، آز ، مش و .
( 2 ) . آب ، آز ، مش بر .
( 3 ) . آب اوست ، مش او .
( 4 ) . آط : ندارد ، از آب ، افزوده شد .
( 5 ) . آب ، آز ، مش : كسى .
( 6 ) . آب ، آز ، مش : نظيرها .
( 7 ) . سورهء لقمان ( 31 ) آيهء 7 .
( 8 ) . سورهء منافقون ( 63 ) آيهء 5 .