آن روزى كه بينى آن را مشغول شود هر شير دهنده از آن كه شير دهد ( 1 ) ، و بنهد هر خداوند بارى بارش ، و بينى مردمان را مستان و نباشند مستان و لكن عذاب خداى سخت است .
و از مردمان كس هست كه خصومت مىكند در خداى بى دانش ( 2 ) ، و پيروى مىكند هر ديوى عاصى را .
نوشتند به روى ( 3 ) هر كه تولَّا كند به او ، او گمراه بكند او را و ره نمايد او را به عذاب دوزخ .
اى مردمان اگر شما در شكّى از زنده باز كردن ، ما بيافريديم شما را از خاك ، پس از آب منى ، پس از خون بسته ، پس از گوشتى خاييده نشو كرده و نشو ناكرده ( 4 ) ، تا بيان كنيم شما را ( 5 ) و قرار ( 6 ) دهيم در رحمها آنچه خواهيم تا به وقتى نام زده ( 7 ) ، پس برون آريم شما [ را ] ( 8 ) خرد ، پس تا برسيد به قوّت [ خود ] ( 9 ) ، و از شما كس باشد كه مرگ دهند او را ، و از شما كس باشد كه باز برند او را تا بدترين ( 10 ) عمر تا نداند از پس دانستن چيزى ( 11 ) ، و بينى زمين را مرده ، چون بفرستيم بر آن آب ر [ ا ] ( 12 ) بجنبد و برآيد ( 13 ) و بروياند از هر
هامش
( 1 ) . آط : دهند ، به قياس با نسخهء آب ، تصحيح شد .
( 2 ) . آب : بى دانشى .
( 3 ) . آب ، آج ، لب كه .
( 4 ) . آج ، لب : تمام خلقت و ناتمام خلقت .
( 5 ) . آج ، لب : بيان كنيم قدرت خود را براى شما .
( 6 ) . آج ، لب مى .
( 7 ) . آج ، لب : نام برده .
( 12 - 9 - 8 ) . آط : ندارد ، از آب ، افزوده شد .
( 10 ) . آب : به رذلترين .
( 11 ) . آج ، لب را .
( 13 ) . آب : ور آيد .