است كه : من ندانم كه كى خواهد بودن و چند مانده است با آن ! * ( إِنَّه يَعْلَمُ الْجَهْرَ مِنَ الْقَوْلِ ) * ، او ، يعنى خداى تعالى داند آنچه شما آشكارا كردى ، و آنچه پنهان دارى نيز داند .
* ( وَإِنْ أَدْرِي ) * ، المعنى و ما ادري ، « ان » به معنى « ما » ى نافيه است . * ( لَعَلَّه ) * ، همانا آن ، يعنى تأخير عذاب كنايتى است عن غير مذكور ، همانا اين تأخير عذاب از شما فتنه ( 1 ) و اختبارى است تا شما را خالص كنند ، چنان كه آتش زر را . * ( وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ ) * ، و تمتّعى است تا به وقت آجال شما .
شعبى گويد : چون حسن ( 2 ) على - عليهما السّلام - كار به معاويه تسليم كرد ، معاويه گفت : خطبهاى كن تا مردمان از اين حال با خبر شوند . او خطبهاى كرد و در او حمد و ثناى خداى گفت ( 3 ) ، آنگه گفت :
انّ اكيس الكيس التّقى و احمق الحمق الفجور ، و انّ هذا الامر الَّذى اختلفت ( 4 ) فيه انا و معاوية امّا حقٌّ لغيري كان احقّ به ، و امّا حق كان لي فتركته طلبا لصلاح الامّة
، آنگه اين آيت برخواند : * ( وَإِنْ أَدْرِي لَعَلَّه فِتْنَةٌ لَكُمْ وَمَتاعٌ إِلى حِينٍ ) * .
* ( قالَ ) * ( 5 ) * ( رَبِّ احْكُمْ بِالْحَقِّ ) * ، بگوى اى محمّد : بار خدايا ! حكم كن ميان من و اين كافران بحقّ ، و خداى تعالى حكم جز بحقّ نكند .
در اين چند وجه گفتند ، يكى آن كه : رسول را به آن تعبّد بود تا او را بر آن ثواب باشد ، چنان كه ما را در دعا كردن رسول را من قولنا : اللَّهمّ اعل درجته ، و تقبّل شفاعته ، و ابعثه مقاما محمودا ، يغبطه به الاوّلون و الاخرون ، و اين دعايى است كه اگر ما نگوييم ، خداى تعالى خود بكند ، امّا ما را در آن نفع لطف و ثواب است .
و وجهى دگر آن كه : به « حقّ » ، عذاب خواست ، و معنى آن كه : اللَّهمّ احكم عليهم بالعذاب ، خداى تعالى اين دعا اجابت كرد به قتال روز بدر ، بيانه قوله : . . . رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَبَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ ( 6 ) .
هامش
( 1 ) . چاپ شعرانى : فتنة .
( 2 ) . آج ، لب ابن .
( 3 ) . مش : كرد .
( 4 ) . آج ، لب : اختلف .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها : قل ، به قياس با ضبط قرآن مجيد ، تصحيح شد .
( 6 ) . سورهء اعراف ( 7 ) آيهء 89 .