جفتى نكو .
آن به آن است كه خداى حق است ، و او زنده كند مردگان را ، و او بر همه چيزى تواناست .
و قيامت آمدنى است شكّى نيست در آن و خداى بر انگيزد آن را كه در گورهااند .
و از مردمان كس هست كه خصومت مىكند در ( 1 ) خداى بىدانشى ، و نه بيانى و نه نوشتهء روشن .
برگردانيده پهلويش تا گمراه كند از ره خدا ، او راست در دنيا نكالى ( 2 ) ، و بچشانيم او را روز قيامت عذاب دوزخ .
آن به آن است كه در پيش فگند ( 3 ) دستهاى تو ، و آن كه خداى نيست ظلم كننده بر بندگان .
و از مردمان كس هست كه مىپرستد خداى را بر كناره ، و اگر برسد او را نيكى ساكن شود به او ، و اگر برسد او را فتنه برگردد بر رويش زيان كرده است در دنيا و آخرت ، آن زيانى است روشن .
مىخواند ( 4 ) از فرود خداى آنچه زيانش نكند و آنچه سود ندارد او را ، آن گمراهى دور است .
مىخواند آن را كه زيانش نزديكتر است از سودش ، بد خداوندى است و بد سازنده ( 5 ) .
هامش
( 1 ) . آج ، لب كار .
( 2 ) . آج ، لب : اهانت .
( 3 ) . آج ، لب : افگنده .
( 4 ) . آج ، لب : مىترسد .
( 5 ) . آج ، لب : مصاحبى .