[ 42 - پ ]
بنوشتيم ما در زبور از پس ذكر كه زمين به ميراث گيرند بندگان نيكان .
( 1 )
در اين رسيدنى هست گروهى پرستندگان را .
و نفرستاديم تو را مگر رحمتى براى جهانيان .
بگو كه وحى مىكنند [ به من ] ( 2 ) كه خداى شما يك خداست ، هستى ( 3 ) مسلمان !
اگر بر گردند بگو آگاه كردم [ شما را ] ( 4 ) بر راستى و اگر ندانم من كه نزديك است يا دور آنچه وعده مىكنند شما [ را ] ( 5 ) .
او داند آشكارا از سخن ، و داند آنچه پنهان مىدارى .
و ندانم ( 6 ) و اگر آن آزمايشى است ( 7 ) شما را و برخوردارى تا به وقتى .
( 8 )
گفت ( 9 ) خداى من حكم كن براستى و خداى ما بخشاينده يارى خواسته است بر آنچه شما وصف مىكنى .
قوله تعالى : * ( وَأَيُّوبَ إِذْ نادى ) * ، حق تعالى عطف كرد اين آيت را بر آيتهايى كه پيش از اين است ، گفت : * ( وَأَيُّوبَ ) * ، التّقدير و اذكر ايّوب ، و ياد كن ايّوب را . * ( إِذْ نادى ) * ، چون ندا كرد و بخواند خداى خود را ، و در آن ندا گفت : * ( مَسَّنِيَ الضُّرُّ ) * ، به من
هامش
( 1 ) . آب بدرستى كه .
( 5 - 4 - 2 ) . آط : ندارد ، از آب ، افزوده شد .
( 3 ) . آج ، لب : هيچ نيستيد .
( 6 ) . آج ، لب : ندانيم .
( 7 ) . آب ، شايد كه آن را آزمايشى باشد .
( 8 ) . آط و ديگر نسخه بدلها : قل ، به قياس با متن قرآن مجيد ، تصحيح شد .
( 9 ) . آط ، و ديگر نسخه بدلها : بگو ، به قياس با معنى كلمه از قرآن مجيد ، تصحيح شد .