بنزديك ( 1 ) آمد وعدهء درست كه ( 2 ) بنگرى متحيّر باشد چشمهاى آنان كه كافر شدند ( 3 ) ، اى واى ! ما بوديم در غفلت از اين ، بل بوديم ما ستمكاره .
شما و آنچه مىپرستى از دون ( 4 ) خداى هيزم ( 5 ) دوزخى ، شما به آن جا فرو شوى .
[ 42 - ر ]
اگر بودندى اينان خدايان نه فرو شدندى ( 6 ) به آن جا ، و همه در او جاودانه باشند .
ايشان را در آن جا نالهاى باشد و ايشان در آن جا نشنوند .
آنان كه سابق شد ( 7 ) ايشان ( 8 ) را از ما نيكوتر ايشان از آن دور كرده باشند .
نشنوند آواز آن ، و ايشان در آنچه خواهد نفسهاى ايشان جاودان باشند .
دلتنگ نكند ايشان را ترس مهتر ، و به استقبال ايشان آيند فرشتگان ( 9 ) ، اين آن روز شماست كه شما را وعده دادند .
آن روز كه در نورديم آسمان را چون سجل ( 10 ) براى نوشتن چنان كه ابتدا كرديم اوّل آفرينش باز آريم ( 11 ) او را ، وعده است ( 12 ) بر ما ، كه بخواهيم كردن .
[ 42 - پ ] ( 13 )
هامش
( 1 ) . آط ، آب ، آج ، لب : و نزديك .
( 2 ) . آط ، آب ، آج ، لب : چون آن .
( 3 ) . آب كه .
( 4 ) . آط ، آب ، آج ، لب : فرود .
( 5 ) . آط ، آج ، لب : هيمهء .
( 6 ) . آط ، آب ، آج ، لب : نرسيدندى .
( 7 ) . آط ، باشند ، آب ، آج ، لب : باشد .
( 8 ) . آج ، لب : مر ايشان .
( 9 ) . آب : فرشتها / فرشتهها .
( 10 ) . آج ، لب : را در نورديدن طومار براى مكتوبات .
( 11 ) . اساس : داديم ، به قياس با نسخهء آط و معنى آيه تصحيح شد .
( 12 ) . آج ، لب : وعدهاى است واجب .
( 13 ) . اساس : از اين جا به بعد ، افتادگى دارد ، از آط ، افزوده شد .