و بينداخت و بر گرديد . من از آن به شگفت فرو ماندم ، بر بالين او باستادم ( 1 ) و به آواز اين بيتها بخواندم :
يا نائما و الخليل يحرسه
من كلّ سوء يدبّ فى الظَّلم
كيف تنام ( 2 ) العيون عن ملك
تأتيك ( 3 ) منه فوائد النّعم
به آواز من از خواب در آمد ، من اين حال با او حكايت كردم ، بر دست من توبه كرد . * ( بَلْ هُمْ عَنْ ذِكْرِ رَبِّهِمْ مُعْرِضُونَ ) * ، بل ايشان از ذكر خداى برگشتهاند ( 4 ) كه قرآن است و دلايل و حجج اين .
آنگه گفت بر سبيل توبيخ و تقريع : * ( أَمْ لَهُمْ آلِهَةٌ ) * ، ايشان ( 5 ) را خدايانى هستند كه ايشان را از ما حمايت مىكنند و نگاه مىدارند ، آن خداوندان ( 6 ) ايشان نصرت خود نتوانند كردن ، نصرت ديگران چگونه كنند ! * ( وَلا هُمْ مِنَّا يُصْحَبُونَ ) * ، [ و ايشان از ما مصحوب ] ( 7 ) نباشند ، يعنى صاحبى نبود ايشان را كه از ما حمايت كند و نگاه دارد ايشان را . مجاهد گفت : ينصرون و يحفظون . قتاده گفت : لا يصحبون من اللَّه بخير ، ايشان از ما به هيچ خيرى مصحوب نباشند ، يعنى از ما خير با ايشان صحبت نكند ، يعنى هيچ خير به ايشان نرسد به قيامت .
* ( بَلْ مَتَّعْنا هؤُلاءِ ) * ، بل ايشان ( 8 ) را ممتّع و برخوردار گردانيديم و نيز پدر ( 9 ) ايشان را و در نعمت بداشتيم و تمكين كرديم از نيل ملاذّ و مشتهيات و تعجيل عقوبت نكرديم بر ايشان ، * ( حَتَّى طالَ عَلَيْهِمُ الْعُمُرُ ) * ، تا عمر بر ايشان دراز شد بلاغ ( 10 ) حجّت را . آنگه بر سبيل توبيخ گفت : * ( أَ فَلا يَرَوْنَ ) * ، نمىبينند ، يعنى نمىدانند . * ( أَنَّا نَأْتِي الأَرْضَ ) * ، كه ما قصد كنيم به زمين و آن را نقصان مىكنيم و مىكاهانيم از كنارهاى او به خراب ( 11 ) ، هر روز و هر سال و هر وقتى طرفى ويران كنيم ، و گفتند : نقصان زمين به خراب او ( 12 )
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز آط : بايستادم .
( 2 ) . آط ، آج ، لب : ينام .
( 3 ) . آب ، آز : يأتيك .
( 4 ) . آج ، لب : بر گذشتهاند .
( 5 ) . آط هيچ ايشان .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : خدايان .
( 7 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : اينان .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : پدران .
( 10 ) . آز : ابلاغ .
( 11 ) . آط ، آب ، آز : به خرابى ، آج ، لب : به جزا .
( 12 ) . آج ، لب و .