ناگاه ، متحيّر كند ( 1 ) ايشان را نتوانند بازداشتن و نه ايشان را مهلت دهند ( 2 ) .
و بدرستى فسوس داشتند به پيغامبران از پيش تو ، برسيد به آنان كه فسوس داشتند از ايشان آنچه به آن فسوس مىداشتند .
بگو كيست كه نگاه دارد شما را به شب و روز از خداى ، بل ايشان از ذكر خداى خود برگشتهاند .
يا ايشان راست خدايان ( 3 ) كه باز دارد ايشان را بجز ما كه نتوانند يارى خود و نه ايشان را از ما در صحبت گيرند [ 30 - پ ] .
( 4 )
برخوردارى داديم ايشان را و پدرانشان را تا دراز شد بر ايشان عمر ، نمىبينند كه ما قصد كنيم به زمين و بكاهانيم ( 5 ) آن را از كنارهاى آن ، ايشان غلبه خواهند كردن !
بگو كه من مىترسانم شما را به وحى و نشنوند كرّان ( 6 ) خواندن [ چون ] ( 7 ) بترسانند ( 8 ) ايشان را .
و اگر برسد به ايشان دمى از عذاب خداى تو ، گويند اى واى ( 9 ) ، ما بوديم ستمكاره .
و بنهيم ترازوها راستان براى روز قيامت ، ظلم نكنند بر هيچ كسى چيزى و اگر چه باشد به سنگ دانهاى از سپندان ( 10 ) ،
هامش
( 1 ) . آط : مبهوت بمانند .
( 2 ) . آط ، آب : و ننگرند ايشان را .
( 3 ) . آط ، آب ، آج ، لب : خدايانى .
( 4 ) . آط بل .
( 5 ) . آج ، لب : مىكاهانيم .
( 6 ) . آط : نشنود كرد .
( 7 ) . اساس : ندارد ، از آط ، افزوده شد .
( 8 ) . آج ، لب : بيم كرده شوند .
( 9 ) . آط ما .
( 10 ) . آط : دانهء خردل سپندان .