كلَّفت مجهولها نوقا يمانية
إذا الحداة على أكسائها حفدوا
و « فعله » از جملهء بناهاى جمع فاعل باشد ، كالسّفرة و البررة و الحملة . * ( وَرَزَقَكُمْ مِنَ الطَّيِّباتِ ) * ، و روزى كرد شما را از ملاذّ و مشتهيات حلال پاكيزه . * ( أَ فَبِالْباطِلِ يُؤْمِنُونَ ) * ، به باطل ايمان مىآرند ؟ عبد اللَّه عبّاس گفت : مراد اصنام است و به نعمت خداى كافرند يعنى ( 1 ) توحيد او ؟ و گفتهاند : مراد به باطل شيطان است كه ايشان را بحيرة و سائبه و وصيله و حام فرمود . و بنعمت اللَّه ، يعنى محلَّلات كه خداى تعالى مباح كرده باشد كافرند .
* ( وَيَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّه ) * ، و مىپرستند فرود خداى ، و گفتهاند : جز خداى را * ( ما لا يَمْلِكُ لَهُمْ رِزْقاً ) * . « ما » نكرهء موصوفه است ، چيزى كه مالك و قادر نيست بر ايشان كه ( 2 ) ايشان را روزى دهد از آسمان و زمين ، نه از آسمان باران تواند ( 3 ) آوردن ( 4 ) و نه از زمين نبات روياند ( 5 ) . و قوله : * ( شَيْئاً ) * ، فرّاء گفت : نصب او بر آن است كه مفعول « رزق » است مصدر در او عمل فعل كرده است ، كانّه قال : أن يرزقوهم شيئا ، و مثله قوله : أَوْ إِطْعامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ ، يَتِيماً . . . ( 6 ) ، و قوله : أَ لَمْ نَجْعَلِ الأَرْضَ كِفاتاً أَحْياءً وَأَمْواتاً ( 7 ) ، جز كه اين نصب بر حال است و آن بر مفعول به و التّقدير : تكفتهم احياء و امواتا . و وجهى دگر در نصب او آن است كه بدل « رزقا » باشد ، و التقدير :
لا يملك لهم رزقا لا قليلا ( 8 ) و لا كثيرا . * ( وَلا يَسْتَطِيعُونَ ) * ، و نتوانند و قادر نباشند .
* ( فَلا تَضْرِبُوا لِلَّه الأَمْثالَ ) * ، با خداى تعالى امثال و اشباه ( 9 ) فرو مدارى بل او ( 10 ) را يكى دانى كه خداى داند خطاى آن كس كه او با خداى مثل و مانند بدارد و شما نداني خطاى آن از صواب ، براى آن كه نظر نكردهاى تا شما را به علم رساند .
آنگه حق تعالى مثل زد و گفت : * ( ضَرَبَ اللَّه مَثَلًا ) * ، خداى مثلى بزد و آن آن است كه بندهء مملوك كه بر هيچ قادر نباشد ، يعنى مالك خود نباشد [ 98 - ر ] و
هامش
( 1 ) . قم به .
( 2 ) . قم : نيستند بر آن كه ، آج ، لب : بر آن كه .
( 3 ) . آج ، لب : توانند .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : آورد .
( 5 ) . آج ، لب : رويانند ، آب : رويانيد .
( 6 ) . سورهء بلد ( 90 ) آيهء 14 و 15 .
( 7 ) . سورهء مرسلات ( 77 ) آيهء 25 .
( 8 ) . قم : رزقا قليلا .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : اشباه و امثال .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : واو .