از آنچه در شكمهاى آن است از ميان سرگين و خون شيرى ويژه گوارنده براى خورندگان .
و از ميوهها درخت ( 1 ) خرما و انگورها مىگيرى ( 2 ) از او آنچه مستى كند و روزى نكو ( 3 ) در آن ( 4 ) دليلى است گروهى را كه خرد ( 5 ) دارند .
وحى كرد خداى تو به مگس ( 6 ) انگبين كه بگيرى از كوهها خانهها و از درختان ( 7 ) و از آنچه چفته مىبندند .
پس بخورى از هر ( 8 ) ميوهها و به روى ( 9 ) بر راههاى خدايت مسخر بيرون آيد ( 10 ) از شكمهاى ايشان شرابى بخلاف يك ديگر گونههاى آن در وى شفا است ( 11 ) مردمان را ( 12 ) در آن دليلى هست گروهى را كه انديشه كنند .
و خداى بيافريد ( 13 ) شما را پس جان بستاند شما را و از شما كس باشد كه باز برند با خسيستر عمرى تا نداند ( 14 ) از پس دانش چيزى كه خداى دانا و تواناست .
[ 59 - پ ]
و خداى تفضيل ( 15 ) داد بهرى را از شما بر بهرى در روزى ، نيستند آنان كه ايشان را
هامش
( 1 ) . قم ، آط ، آب ، آج ، لب : درختان .
( 2 ) . قم شما .
( 3 ) . قم ، آط ، آب : نيكو .
( 4 ) . قم : بدرستى كه در اين .
( 5 ) . قم : خبر .
( 6 ) . قم : منج .
( 7 ) . قم ، آط ، آب : درخت .
( 8 ) . قم ، آط ، آب : همهء .
( 9 ) . قم : پس به روى .
( 10 ) . آط ، آب : برون آرد .
( 11 ) . قم : در او شفاى است .
( 12 ) . قم بدرستى كه .
( 13 ) . آط ، بيافريده .
( 14 ) . آط : ندانند .
( 15 ) . آب : فضل .