أراد : بأفواه ، و قال آخر :
الواردون و تيم ( 1 ) في ذرى ( 2 ) سبإ
قد عضّ أعناقهم جلد الجواميس ( 3 )
اراد : جلود الجواميس . و وجهى دگر آن است كه يمين بر جنس گفت و جنس صالح باشد واحد ( 4 ) و جمع را . و ابو عمرو و يعقوب خواندند : تتفيّوأ ، به « تا » و باقى قرّا به « يا » . آن كه به « تا » خواند براى آن كه گفت كه ( 5 ) جمع است و جمع مؤنث باشد . و آن كه به « يا » خواند براى آن كه گفت : ظلال بر وزن واحد است ، چون جدار و حمار . و قوله : * ( سُجَّداً لِلَّه ) * ، اى مايلات ، من قوله ( 6 ) : سجدت النّخلة اذا مالت ، و اسجدت النّاقة إذا أملتها لتركبها . آنگه آن مثل ( 7 ) را بر سبيل تشبيه سجده خواند .
مجاهد و قتاده و ضحّاك گفتند : به اوّل روز همه سايههاى چيزها خداى را سجده كنند ( 8 ) و به آخر روز همچونين ( 9 ) . عبد اللَّه عمر گفت كه رسول - عليه السّلام - گفت :
هيچ چيز ( 10 ) نباشد و إلَّا خداى را پيش از نماز ( 11 ) و پس از زوال سجده كند ، آنگه اين آيت برخواند : * ( يَتَفَيَّؤُا ظِلالُه عَنِ الْيَمِينِ وَالشَّمائِلِ سُجَّداً لِلَّه ) * . و همچونين ( 12 ) در خبر آمد : كه چون كافر سجده كند بت را سايهء او سجده كند خداى را و تأويل آيت و اخبار آن است كه گفتيم . * ( وَهُمْ داخِرُونَ ) * ، اى ، صاغرون خاضعون . يقال : دخره دخرا إذا اذلّ ( 13 ) ، و دخر هو إذا ذلّ ( 14 ) ، قال ذو الرّمّة :
فلم يبق إلَّا داخر ( 15 ) في مخيّس
و منجحر في غير أرضك في جحر
و وجهى دگر گفتند ، در تأويل آيت كه سجّدا و قوله :
* ( وَلِلَّه يَسْجُدُ ما فِي السَّماواتِ ) * . و قوله :
هامش
( 1 ) . آز : الواردون يتم .
( 2 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : ذراء .
( 3 ) . آط ، الحواميش ، آب ، آز : الجواميش .
( 4 ) . قم را .
( 5 ) . قم : ندارد .
( 6 ) . همهء نسخه بدلها : قولهم .
( 7 ) . قم : ميل ، بقيهء نسخه بدلها : ميل .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها : كند .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : همچنين .
( 10 ) . قم : هيچيز ، لب : هر چيز .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها پيشين .
( 12 ) . همهء نسخه بجز قم ، همچنين ، قم : در خبر چنين آمد .
( 13 ) . همهء نسخهها : اذل .
( 14 ) . آب ، آز : اذل .
( 15 ) . قم : داخرا .