پس چون بردارد ( 1 ) رنج ( 2 ) از شما كه نگه كردى ( 3 ) گروهى از ايشان ( 4 ) به خدايشان شرك مىآرند .
تا كافر شوند به آنچه داديم ايشان را ، بر خوردار شوى ( 5 ) كه بدانى .
و كنند آن را كه ندانند بهرهاى از آنچه روزى كرديم ايشان را ، به خداى كه بپرسند ( 6 ) از آنچه دروغ مىگفتى .
[ 92 - ر ]
و كردند ( 7 ) خداى را دختران ، منزّه است او و ايشان راست آنچه خواهند .
چون مژده دهند يكى را از ايشان به مادينهاى ( 8 ) باشد همه روز رويش سياه ( 9 ) ، و او خشم فرو مىبرد ( 10 ) .
پنهان مىكند از مردمان ( 11 ) از بدى آنچه مژده داده باشند ( 12 ) به آن ( 13 ) بداردش برخوارى يا پنهان كند او را در خاك ؟ بد است آنچه حكم مىكنند !
آنان را كه ايمان نيارند به آخرت مثل بد بود و خداى را ( 14 ) مثل بلندتر ، و او بىهمتا و محكم كار است ( 15 ) .
هامش
( 1 ) . قم : بگشاد ، آط ، آب ، آج ، لب : برگشايد .
( 2 ) . قم را .
( 3 ) . كذا در اساس و قم ، آط ، آب ، آج ، لب : آنگه گردد .
( 4 ) . قم ، آط ، آب ، آج ، لب : از شما .
( 5 ) . قم پس زود بود .
( 6 ) . قم ، آط ، آب ، آج ، لب شما را .
( 7 ) . قم : مىكنند ، آط ، آج ، لب : كنند ، آب : مىگردانند .
( 8 ) . آط ، آب ، آج ، لب : به ماده .
( 9 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : سياه باشد هر روز روى او .
( 10 ) . قم : خشم فرو خورنده بود .
( 11 ) . قم : گروه .
( 12 ) . آط ، آب ، آج ، لب او را .
( 13 ) . قم يا .
( 14 ) . قم ، آج ، لب : خداى راست .
( 15 ) . قم : و اوست عزيز محكم كار ، آط ، آب ، آز ، آج ، لب : و او عزيز محكم كار است .