در شقّهاى ديگر ( 1 ) . و نافع خواند : « تشاقّون ( 2 ) » به كسر « نون » على تقدير : تشاقّونني ( 3 ) .
آنگه يك « نون » بيفگند براى تخفيف را و « يا » بيفگند اجتزاء ( 4 ) بالكسرة عنه ( 5 ) . * ( قالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ ) * ، عند اين حال ( 6 ) عالمان گويند و آنان كه ايشان را علم داده باشند ، يعنى پيغامبران و ائمّه و مؤمنان : * ( إِنَّ الْخِزْيَ الْيَوْمَ ) * ، كه امروز عذاب و نكال و خزى و لعنت بر كافران خواهد بودن ( 7 ) .
الَّذِينَ تَتَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ، آنگه وصف كرد ايشان را گفت : آنان كه فريشتگان جان ايشان بردارند - و ايشان ظالم نفس خود باشند - و قوله : * ( ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ ) * ، نصب او بر حال است از مفعول به ( 8 ) . * ( فَأَلْقَوُا السَّلَمَ ) * ، گردن بنهادند و تن بدادند و ذليل شدند و با مرگ حيلت نداشتند ، جز آن كه گفتند : * ( ما كُنَّا نَعْمَلُ مِنْ سُوءٍ ) * ، [ ما شركى نياورديم و بدى نكرديم و اين از آن جايهاست كه اضمار قول كردند در او ، و التّقدير :
فالقوا السّلم و قالوا ما كنّا نعمل من سوء ] ( 9 ) ، « ما » نفى است و كان براى آن آورد تا دليل كند كه فعل ماضى است و اين را ( 10 ) حكايت حال ( 11 ) گويند يعنى ما بد كردار نبوديم ، و المعنى : عندنا و في اعتقادنا و ظنّنا ، تا جواب آنان ( 12 ) باشد كه سؤال كنند و گويند : چه ( 13 ) روا باشد كه عند ملاقات فريشتگان و اعلام مرگ كه وقت إلجا باشد دروغ گويند ؟ * ( بَلى إِنَّ اللَّه عَلِيمٌ بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُونَ ) * ، بلى خداى تعالى عالم است به آنچه شما كردهاى ( 14 ) .
* ( فَادْخُلُوا أَبْوابَ جَهَنَّمَ ) * ، اين جا نيز ( 15 ) قول مضمر است و التقدير : و قيل لهم ادخلوا ، گويند ايشان را ( 16 ) به درهاى دوزخ در شوى ، * ( خالِدِينَ فِيها ) * ، نصب او بر حال است . * ( فَلَبِئْسَ مَثْوَى الْمُتَكَبِّرِينَ ) * ، بد جاى است متكبّران را دوزخ ، مخصوص بالذّم
هامش
( 1 ) . قم ، آب ، آط ، آز : شقّى دگر ، آج ، لب : شقّى ديگر .
( 2 ) . اساس : يشاقون ، با توجّه به قم تصحيح شد .
( 3 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : يشاقّوننى .
( 4 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : اكتفاء .
( 5 ) . جميع نسخه بدلها : عنها .
( 6 ) . قم : آن حال .
( 7 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : بود .
( 8 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : از مفعول .
( 9 ) . اساس افتادگى دارد ، از قم افزوده شد .
( 10 ) . قم : آن را .
( 11 ) . قم ، آب ، آز ، آج ، لب : حكايت الحال .
( 12 ) . قم : آن .
( 13 ) . جميع نسخه بدلها : چگونه .
( 14 ) . آب ، آز ، آج ، لب : كرديد .
( 15 ) . قم ، آط ، آج ، لب هم .
( 16 ) . قم كه .