كرد . « اتيان » اين جا به معنى قصد باشد ( 1 ) . حق تعالى بناهاى ايشان را قصد كرد از قاعدهء خود و بيران ( 2 ) كرد تا سقف و آسمانهء خانه به سر ايشان فرود افتاد ( 3 ) از بالا . سؤال كردند در مطاعن قرآن ( 4 ) چون بگفت :
* ( فَخَرَّ عَلَيْهِمُ السَّقْفُ ) * ، آسمانه بر ايشان فرود افتاد ( 5 ) ، * ( مِنْ فَوْقِهِمْ ) * ، ( 6 ) چه فايده باشد ؟
و آسمانهء خانه جز از جهت فوق نباشد پس اين چون حشوى است كه در تحت او معنى نيست . گوييم از اين چند جواب است ( 7 ) گفتند اهل توحيد : يكى آن كه فايدهء « من فوقهم » آن است كه سقف بيفتاد ( 8 ) و ايشان در زير آن بودند براى آن كه روا باشد كه سقف فرود آيد ( 9 ) و ايشان در زير ( 10 ) نباشند ، چنان كه يكى از ما گويد : خرّت ( 11 ) عليّ دارى ، و اگر چه او در زير آن نباشد ( 12 ) به معنى : فسد عليّ . پس اين فايدهاى بزرگ باشد و معنيىء ( 13 ) كه اگر اين لفظ نبودى ، مفهوم نشدى ( 14 ) . و وجهى ديگر ( 15 ) آن كه « على » به معنى « عن » آيد ( 16 ) ، اى عنهم ، و المعنى : عن كفرهم و ضلالهم ، چنان كه شاعر گفت ( 17 ) :
أرمي عليها و هى ( 18 ) فرع ( 19 ) أجمع
و هى ثلاث أذرع و اصبع
« عليها » ، اى عنها ، لأنّ العرب يقول رميت ( 20 ) عن القوس و لا يقول رميت عليها ، پس « على » به جاى « عن » بنهاد چون چنين باشد از كلمت « من فوقهم » چاره نباشد تا بدانند كه ايشان را اين عذاب به استحقاق بود . وجه سهام ( 21 ) آن است كه « على » به معنى « لام » است براى آن كه « لام » خلاف « على » باشد و نقيض او ، و عرب
هامش
( 1 ) . قم : است .
( 2 ) . قم : بران ، آج ، لب : بيرون .
( 5 - 3 ) . قم : فرو افتاد .
( 4 ) . جميع نسخه بدلها و گفتند .
( 6 ) . جميع نسخه بدلها گفتن .
( 7 ) . جميع نسخه بدلها : ندارد .
( 8 ) . قم : بيوفتاد .
( 9 ) . قم : بيوفتد .
( 10 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب آن .
( 11 ) . جميع نسخه بدلها : حزب .
( 12 ) . قم : باشد .
( 13 ) . جميع نسخه بدلها : معنى .
( 14 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : نگشتى .
( 15 ) . آط ، آب ، آز ، آج ، لب : دگر .
( 16 ) . قم : بود ، آط ، آب ، آز ، آج ، لب : باشد .
( 17 ) . آب ، آز شعر .
( 18 ) . اساس : ترى ، با توجّه به قم تصحيح شد .
( 19 ) . آج ، لب : فراغ .
( 20 ) . قم : ارميت .
( 21 ) . قم : سوم ، آط ، آب ، آز ، آج ، لب : سيم .