و فرّاء گفت و ديگر نحويان كه : بدم كذبا ، به نصب ( 1 ) روا باشد ( 2 ) در نحو جز كه نخواندهاند و نصب او بر مصدرى ( 3 ) باشد محذوف الفعل ، كانّه قال : بدم كذبوا فيه كذبا ، و روا بود كه نصب او بر تمييز ( 4 ) بود ، و براى آن دروغ گفت آن را كه آن ، خون ( 5 ) يوسف نبود خون بزغاله بود . يعقوب - عليه السّلام - پيرهن ( 6 ) به دست گرفت و گفت : چه حليم گرگى بود ( 7 ) كه يوسف را بدريد ( 8 ) و پيرهنش ( 9 ) نيازرد ( 10 ) و ندريد ( 11 ) ! ايشان فرو - ماندند . گفتند ( 12 ) : لا ، بل قتله اللَّصوص ، بل دزدان او را بكشتند . گفت : اى سبحان اللَّه ! دزدان او را بكشتند و پيرهن او ( 13 ) رها كردند و حاجت ايشان به پيرهن ( 14 ) بود نه به كشتن او ! و گفتهاند در پيرهن ( 15 ) يوسف سه آيت بود : يكى اين روز كه بياوردند خونالود و يعقوب از آن جا بدانست كه دروغ مىگويند . دوم آن جا كه زليخا در او آويخت و پيرهن ( 16 ) او بدريد از پس ( 17 ) و سهام ( 18 ) آن روز كه بياوردند و بر روى ( 19 ) يعقوب فگندند ( 20 ) او بينا شد ، آنگه پيرهن ( 21 ) بستد و بر سر و چشم نهاد و ببوييد ( 22 ) و نعرهاى بزد و بيوفتاد ( 23 ) و هوش از او برفت . روز ديگر ( 24 ) كه با چرهگاه ( 25 ) رفتند گفتند : ديدى كه پدر ما را چگونه ( 26 ) خجل و دروغزن كرد ( 27 ) ؟ تدبير آن است كه برويم و يوسف را از ( 28 ) چاه بر آريم و پاره پاره كنيم و استخانهاى ( 29 ) او با پيش ( 30 ) پدر بريم تا قول ما راست شود .
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : نصب .
( 2 ) . قم : بود .
( 3 ) . آج ، لب : مصدر .
( 4 ) . آج ، لب : تميز .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : كه خون .
( 16 - 15 - 14 - 9 - 6 ) . آو ، بم ، آج ، لب : پرهن .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : بوده .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : بدريده .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : نيازرده : قم : نيازارد .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : ندريده .
( 12 ) . بم : گفتن .
( 13 ) . آو ، بم ، آج ، لب : پراهنش .
( 17 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم پشت .
( 18 ) . آو ، آج ، لب : سيوم ، بم ، آب : سيم .
( 19 ) . آج ، لب : در روى .
( 20 ) . همهء نسخه بدلها : افگندند .
( 21 ) . بم : پراهن ، آز ، آب : پيراهن ، آج ، لب : پرهن .
( 22 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : ببوسيد .
( 23 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : بيفتاد .
( 24 ) . آو ، آب ، آز : روزى ديگر ، آج ، لب : روزى دگر .
( 25 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : چراگاه .
( 26 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : چون .
( 27 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم : دروغزن و خجل كرد .
( 28 ) . همهء نسخه بدلها بجز قم آن .
( 29 ) . همهء نسخه بدلها : استخوانهاى .
( 30 ) . آب ، بم ، آج ، لب : او پيش .