ص 66 س 19 : عبارت « يرجع الى لفرقة الملحقة » درست به همين صورت در اساس آمده و در هيچ كدام از نسخه بدلها و چاپهاى موجود ديده نمىشود . خود عبارت هم خالى از ابهام نيست . شايد در اصل بوده است : « يرجع الى الورقة الملحقّة » ، كه در اين صورت محتمل است عبارات و ابيات زير در ورقهاى جداگانه به نسخهء اصلى كه اساس ما از روى آن نوشته شده منضم بوده و كاتب از آن غفلت كرده است - و اللَّه اعلم بالصّواب .
هر چند حذف عبارات و ابيات زير به كلَّيّت متن داستان لطمهاى نمىزند و احتمال الحاقى بودن آن هست ، لكن نظر به اين كه در همهء نسخه بدلها موجود است ، ما آن را از روى نسخهء قم در اين جا آورديم و به شيوهء معمول با ديگر نسخه .
بدلها مقابله كرديم تا نكتهاى فرو گذاشته نيايد .
و از قصّهء يوسف تا اين جا كه رسيدهايم من قوله : وَلَقَدْ هَمَّتْ بِه وَهَمَّ بِها ( 1 ) . . . ، و مراودهء زليخا او را ، و احضار زنان مصر و دست بريدن ايشان ، اميّة بن ابى الصّلت به نظم آورده است در قصيدهاى كه در آن جا قصّهء بعضى انبيا بگويد ( 2 ) ، في ابيات منها :
و كان يوسف ايضا شأنه عجبا
يتلوا ( 3 ) عليك ( 4 ) بذاك اللَّه قرانا
همّت به أمّ مثواه و همّ بها
لو لا راى من مليك النّاس برهانا
و غلَّقت دونها الأبواب و استبقا
و ألفيا زوجها بالباب لقيانا
قالت أراد بنا سوءا فقال لها
خزيان حيث بقول الزّور بهتانا
بل راودتني عن نفسي مكابرة
لمّا رأت عفّة منّي و عصيانا
هامش
( 1 ) . سورهء يوسف ( 12 ) آيهء 24 .
( 2 ) . آز : مىگويد .
( 3 ) . آز ، آو : يتلو .
( 4 ) . آو ، بم ، آج ، لب ، آز : علينا .