با پايه خود رفتند ، چه افتاد ايشان را ؟ خداى تعالى بيان كرد كه : سبب ، توبه و صدقهء ايشان بود كه توبهء ايشان به موقع قبول افتاد و صدقهء ايشان به جاى حق ( 1 ) و اين آيت فرستاد : * ( أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّه هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِه وَيَأْخُذُ الصَّدَقاتِ ) * ، گفت :
آن خداى است كه توبه قبول كند از بندگانش و صدقات بستاند ، * ( أَ لَمْ يَعْلَمُوا ) * ( 2 ) ، نمىدانند اين منافقان كه اين طعن مىزنند كه قبول توبه به خداى است - جل جلاله - صدقات او ستاند و او گيرد . و معنى اخذ ، قبول باشد و ايقاع آن به موقع استحقاق ثواب .
ابو هريره گويد ، از رسول - عليه السلام - شنيدم كه گفت : به آن خداى كه جان من به امر اوست كه هيچ بندهاى نباشد كه صدقهاى دهد از كسبى حلال ، و خداى تعالى جز حلال و پاك نپذيرد ، و بر آسمان نشود الَّا صدقهء پاك ، و الَّا آن صدقه در دست كرم خداى مىنهد خداى ازو بستاند آن را و مىپروراند چنان كه يكى از شما اسب كره ( 3 ) را پروراند ، يك لقمه كه براى خداى داده باشد مانند كوهى عظيم شود . آنگه اين آيت برخواند : * ( أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّه هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِه وَيَأْخُذُ الصَّدَقاتِ ) * .
* ( وَأَنَّ اللَّه هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيمُ ) * ، و تواب ، رجّاع باشد كه بناى مبالغت كثير الرّجوع باشد ، در صفت بنده آن باشد كه ، بسيار توبه كند و با در خداى شود ، و در صفت خداى تعالى آن باشد كه ، بسيار قبول توبه كند [ 112 - پ ] و رحمت با سر بنده آرد ، و رحيم و بخشاينده است .
قوله : * ( وَقُلِ اعْمَلُوا ) * ، حق تعالى در اين آيت امر كرد مكلَّفان را به طاعت ، گفت :
بكنى آنچه شما را فرمودهاند بر آن وجه كه فرمودهاند ، و روا بود كه : * ( اعْمَلُوا ) * ، بر سبيل تهديد گفت ، چنان كه گفت : اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ ( 4 ) ، آنچه خواهى مىكنى كه لا محال عمل شما را عرض ( 5 ) خواهد افتادن بر خداى و بر پيغامبر و امامان ، امّا قوله :
* ( فَسَيَرَى اللَّه عَمَلَكُمْ ) * ، « سين » براى خلوص فعل آمد به استقبال و اخراج او از معنى
هامش
( 1 ) . آج ، لب : ايشان به موقع اجابت استحقاق قبول افتاد .
( 2 ) . آو ، بم او ، آج ، لب : اى .
( 3 ) . آج ، لب : كرهء اسبى .
( 4 ) . سورهء فصلت ( 41 ) آيهء 40 .
( 5 ) . آو ، آج ، بم ، لب : عوض .