و مزكيا . و اگر بها در آيت نبودى ، محلّ او رفع ( 1 ) بودى بر صفت صدقه ، اى : صدقة مطهرة مزكية ، و لكن بها ضمير صدقه است نشايد ( 2 ) تا فعل او بود و جواب نيست تا محلّ او جزم باشد ، و مثله قوله تعالى : فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا ، يَرِثُنِي ( 3 ) . . . ، به رفع ، و مثله قول الشّاعر :
متى تأته تعشو ( 4 ) الى ضوء ناره
تجد خير نار عندها خير موقد
اى : متى تأته عاشيا . و مسلمة بن محارب ( 5 ) در شاذّ خواند : تطهّرهم و تزكهم به جزم به جواب امر ، و گفتهاند : معنى آن است كه : تصلحهم ، كه ايشان را به آن باصلاح آرى . و گفتند : [ 112 - ر ] ترفع منازلهم ، منزلت ايشان رفيع بكنى از منازل منافقان ، * ( وَصَلِّ عَلَيْهِمْ ) * ، دعا كن ايشان را ، و الصّلاة فى اللغة الدعاء ، كقول الاعشى :
و صلى على دنها و ارتسم
( 6 ) .
اى ، دعا لها ، و منه
قول النّبى - عليه السلام : اذا دعي احدكم الى طعام ( 7 ) فليجب فان كان مفطرا فلياكل و ان كان صائما فليصل ( 8 ) ،
اى : فليدع له ، گفت : چون يكى را از شما دعوت كنند با طعام ( 9 ) ، بايد تا اجابت كند ( 10 ) ، اگر روزهدار نباشد طعام بخورد ، و اگر روزهدار باشد دعا كند آن كس را ، * ( إِنَّ صَلاتَكَ سَكَنٌ لَهُمْ ) * ، كوفيان خواندند :
صلاتك بر واحد ، و باقى قرّاء خواندند : انّ صلواتك بر جمع سلامت و كسر « تا » . در قراءت اول به نصب « تا » . ابو عبيد اختيار وحدان ( 11 ) كرد و گفت : صلاة اگر چه واحد است از جمع سلامت بيش باشد . براى آن كه جنس است و مصدر است ، و مصدر بر جمع افتد ، نبينى كه خداى تعالى جملهء مكلَّفان عالم را به لفظ واحد نماز
هامش
( 1 ) . كذا : در اساس و همهء نسخه بدلها و چاپ مرحوم شعرانى ، براساس قواعد نحوى محلَّى از اعراب دارد و محل آن تابع موصوفش است ، بنابر اين محل « تطهرهم » نصب است گرچه لفظ آن مرفوع مىباشد .
( 2 ) . آو ، بم : شايد .
( 3 ) . سورهء مريم ( 19 ) آيهء 5 و 6 .
( 4 ) . اساس : تعشوا ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 5 ) . اساس : محارم ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 6 ) . آج : وارتشم .
( 7 ) . اساس : طعامه ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 8 ) . آو ، آج ، بم : فليصلى .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : طعامى .
( 10 ) . آو ، آج ، بم ، لب : كنند .
( 11 ) . مل : جمع .