فرمود بقوله : وَأَقِيمُوا الصَّلاةَ وَآتُوا الزَّكاةَ ( 1 ) . . . ، و در جمع گويند : خمس صلوات الى عشر ، و اين جمع قليل ( 2 ) باشد ، و ابو حاتم اختيار جمع كرد و گفت : آن كس كه ظن برد كه واحد » از جمع بليغتر است غلط افتاد او را ، الا ترى الى قوله : ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّه ( 4 ) ، و قوله : وَصَدَّقَتْ بِكَلِماتِ رَبِّها ( 5 ) ، حق تعالى گفت : دعاى تو ايشان را سكونى و طمأنينتى باشد . عبد اللَّه عباس گفت : رحمة لهم . قتاده گفت :
وقار ( 6 ) لهم . كلبى گفت : طمأنينة لهم بان الله قبل منهم ، دلهاشان ساكن شود به آن كه خداى تعالى [ از ايشان ] ( 7 ) قبول كرد ، و گفتند ( 8 ) : صلاة آن است كه ، والى چون مال بستاند بگويد : آجرك الله فيما اعطيت و بارك ( 9 ) لك فيما ابقيت ، آنچه دادى خدايت به مزد كناد ، و آنچه رها كردى خداى بر آن بركت كناد .
عبد الله بن ابي أوفى روايت كرد كه : چون كسى صدقهاى پيش رسول آوردى ، او گفتى :
اللهم صل على ال فلان .
روزى پدرم صدقهاى بنزديك رسول برد عليه السلام ، گفت :
اللهمّ صلّ على ال ابي اوفى .
عكرمه گفت : اين صدقه فرض است ، و حسن گفت : كفّارت است ، و ابو على جبّائى گفت : واجب است بر هر ساعيى كه دعا كند متصدّق را چنان كه رسول - عليه السلام - گفت ( 10 ) : و اللَّه سميع عليم ، و خداى تعالى مىشنود گفتار ايشان و مىداند كردار ايشان .
* ( أَ لَمْ يَعْلَمُوا أَنَّ اللَّه هُوَ يَقْبَلُ التَّوْبَةَ عَنْ عِبادِه وَيَأْخُذُ الصَّدَقاتِ ) * ، عكرمه گفت : سبب نزول آيت آن بود كه ، چون خداى تعالى توبهء ايشان بپذيرفت و اينان را با منازل و درجات خود برد ، منافقان طعنه زدند و گفتند : اينان همان قوماند كه ديروز ( 11 ) با ايشان حديث نمىشايست كردن ( 12 ) و مسالمه ( 13 ) و مكالمه با ايشان روا نبود ، و اكنون
هامش
( 1 ) . سورهء بقره ( 2 ) آيهء 43 .
( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب : قلَّت .
( 3 ) . آو ، آج ، بم ، لب او .
( 4 ) . سورهء لقمان ( 31 ) آيهء 27 .
( 5 ) . سورهء تحريم ( 66 ) آيهء 12 .
( 6 ) . اساس : وقارا ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، تصحيح شد .
( 7 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد .
( 8 ) . اساس : گفت ، به قياس با نسخه آو ، تصحيح شد .
( 9 ) . آو ، آج ، بم ، لب اللَّه .
( 10 ) . آو ، آج ، بم ، لب : كرد .
( 11 ) . اساس : دى روز ، آو ، بم : دين روز .
( 12 ) . آو ، آج ، بم ، لب : نمىياريست گفتن .
( 13 ) . آو ، بم : مسأله .