سراى بيرون كن . [ 189 - پ ] او ايشان را لابه مىكرد ( 1 ) كه برگرديد ( 2 ) و مرا بىحرمت مكنيد . * ( يا قَوْمِ ) * ، اى قوم اينان دختران من اند . * ( هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ ) * ، دو وجه را محتمل است ، يكى آن كه : دو جمله باشد از مبتدا و خبر ، * ( هؤُلاءِ بَناتِي ) * يك جمله ، و : * ( هُنَّ أَطْهَرُ ) * [ لكم ] ( 3 ) ، جملهء ديگر . و روا بود كه * ( هؤُلاءِ ) * مبتدا بود ، و * ( بَناتِي ) * بدل باشد از او ، و * ( هُنَّ ) * فصل باشد ، و * ( أَطْهَرُ ) * ( 4 ) خبر مبتدا باشد .
آنگه در وعظ گرفت ايشان را و گفت : از خداى بترسيد و مرا اذلال و اهانت مكنيد و رسوا مكنيد مرا در مهمانان من ، يقال اخزاه يخزيه اذا اذلَّه ، و اخزاه اذا فعل به فعلا يخزى منه اى يستحيي ( 5 ) ، يقال : خزى يخزى خزاية اذا استحيا ، قال ذو الرّمّة :
خزاية ادركته بعد جولته
من جانب الدّف مخلوطا به الغضب ( 6 )
* ( أَ لَيْسَ مِنْكُمْ رَجُلٌ رَشِيدٌ ) * ، اى صالح ، در ميان شما هيچ مردى صالح نيست ، محمّد بن اسحاق گفت ، معنى آن است كه : در ميان شما هيچ مردى نيست كه امر معروف كند و نهى از منكر ؟
اگر گويند چگونه گفت : * ( هؤُلاءِ بَناتِي هُنَّ أَطْهَرُ لَكُمْ ) * ، و او دو دختر داشت - چنان كه در اخبار و تواريخ مذكور است - و ايشان جماعت ( 7 ) بسيار بود ؟ [ گوييم ] ( 8 ) ازين دو جواب است ، يكى آن كه : ايشان ( 9 ) دو مهتر بودند دو رئيس ( 10 ) مطاع كه پيشواى كار بودند ، ديگران اتباع بودند و در تحت رايت ايشان بودندى و از فرمان ايشان بيرون نيامدندى ( 11 ) ، خواست تا ايشان را ارضاء كند تا بديشان دفع شرّ ديگران كند . و جواب ديگر آن كه : مراد بقوله : * ( بَناتِي ) * ، دختران خود را خواست و دختران امّت خود را ، چه او ايشان را بمنزلت پدر بود چنان كه زنان رسول ما را بمنزلت مادرانند ( 12 ) .
هامش
( 1 ) . آو ، آج ، بم ، لب ، آز : را خواهش كرد .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل : به روى / برويد .
( 3 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، از قرآن مجيد افزوده شد .
( 4 ) . آج ، لب ، آز لكم .
( 5 ) . مل : يستحى .
( 6 ) . اساس معنى آن است كه ، كه به قياس با ديگر نسخه بدلها زايد مىنمايد .
( 7 ) . همهء نسخه بدلها : جماعتى .
( 8 ) . اساس : ناخواناست ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج را .
( 10 ) . آو ، آج ، بم ، آز : در زمين .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج او .
( 12 ) . آو ، آج ، بم ، آز : مادر بودند .