و اعراض كنيد از من و از اجابت دعوت من ، * ( فَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ ) * ، من به شما رسانيدم آنچه مرا بدان فرستادهاند . زجّاج گفت : اين خطاب رسول است كه مىگويد با قوم خود :
* ( فَإِنْ تَوَلَّوْا ) * ، و التّقدير : فان تتولَّوا ، اگر شما اعراض و عدول كنيد . و يك « تا » بيفگند ( 1 ) چنان كه عادت ايشان است در حذف « تا » ى تفعّل . آنگه اضمارى باشد ، و آن آن بود كه : فقل لهم قد ابلغتكم ، تو بگو اى محمّد ! كه من به شما رسانيدم آنچه مرا بدان فرستاده بودند ( 2 ) . آنگه كلامى ديگر مستأنف آغاز كرد براى آن كه « فا » در جواب آن برفت ، براى آن فعل مستقبل مرفوع است ، و التّقدير : فانّ ( 3 ) ربّي يستخلف قوما غيركم ، خداى من خليفه كند قومى ديگر جز شما [ را ] ( 4 ) ، يعنى شما را ببرد [ و ] ( 5 ) گروهى ديگر ( 6 ) بيارد . * ( وَلا تَضُرُّونَه شَيْئاً ) * ، و شما خداى را هيچ مضرّت و گزند نتوانيد كردن كه خداى [ من ] ( 7 ) بر همه چيز نگهبان است .
آنگه گفت : چون مدّت آن كافران به سر آمد و وقت هلاك ايشان در آمد ( 8 ) ، فرمان داديم به هلاك ايشان ، هود را گفتيم : از ميان ايشان بيرون شو ( 9 ) ، كه تا تو اين جا باشى من هلاك نفرستم ، و حق تعالى هيچ امّت را هلاك نكرد و پيغامبر ايشان در ميان ايشان بود .
* ( وَلَمَّا ) * ( 10 ) * ( جاءَ أَمْرُنا نَجَّيْنا هُوداً ) * ، چون فرمان ما آمد ، هود را برهانيديم و آنان را كه ايمان آورده بودند باز او ( 11 ) به رحمت و بخشايش ما . * ( وَنَجَّيْناهُمْ ) * ، و برهانيديم ايشان را از عذابى غليظ ، درشت و سطبر ، و اين عبارت است از عظم و شدّت عذاب .
آنگه باز نمود كه : آن عذاب و هلاك ، ايشان را به ظلم نبود ، بل به عدل و استحقاق بود ، گفت : * ( وَتِلْكَ عادٌ ) * ، آن قبيلهء عاد است . عاد ، نام مردى بوده است آنگه نام قبيله شد ، و از جملهء آن اسماء است كه در او مخيّر باشند بين الصّرف [ 184 - ر ] و
هامش
( 1 ) . آج ، لب : بيفگنند .
( 2 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : فرستادهاند .
( 3 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مل و مج : و ان .
( 7 - 5 - 4 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، افزوده شد .
( 6 ) . مل ، مج را .
( 8 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج ما .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : ايشان برو .
( 10 ) . اساس و ديگر نسخه بدلها : فلمّا ، به قياس با متن قرآن مجيد ، تصحيح شد .
( 11 ) . آو ، آج ، بم ، آز : به او ، مج ، لب : با او .