فرود اويند اگر گويند ، چگونه گفت : خداى را به گواه كردم ، و شما گواه باشيد ، و چه نسبت باشد ميان گواى ( 1 ) ايشان و گواى ( 2 ) خداى ؟ جواب آن است كه : * ( أُشْهِدُ اللَّه ) * ، براى مبالغت گفت ، و نيز گواى ( 3 ) ايشان كه چون خصم گواه باشد ، اگر گواى ( 4 ) بدهد تسليم كرده باشد و اعتراف داده ( 5 ) .
آنگه باز نمود كه : خداى تعالى يار اوست و صرف كيد ايشان كند ، گفت :
* ( فَكِيدُونِي جَمِيعاً ) * ، همه مجتمع شويد و به يك بار با من كيد كنيد و مرا مهلت مدهيد ، و گر چه صورت او امر است ، مراد نهى است و تهديد ، نحو قوله تعالى : اعْمَلُوا ما شِئْتُمْ . . . ( 6 ) ، و انظار ، امهال باشد من قوله : . . . رَبِّ فَأَنْظِرْنِي إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ ( 7 ) ، و معنى آن است كه : اجعلني ناظرا ، اى منتظرا لحلول الاجل بالمهل و لا تعجل علىّ . همزه تعديد را باشد ، و اصل او از نظر باشد به معنى انتظار . و بعضى مقريان وقف كردند على قوله : * ( مِمَّا تُشْرِكُونَ ) * ، و آن را آيتى گفتند .
آنگه ابتدا كردند : * ( مِنْ دُونِه ) * [ 183 - پ ] * ( فَكِيدُونِي ) * ، و معنى آن كه شما اگر توانيد بدون خداى با من كيد كنيد ، يعنى كيد شما بر من كارگر نيايد ، چون خداى تعالى با من باشد با شما نباشد ، و خداى را در آن كيد كه شما كنيد صنعى ( 8 ) نباشد ، يعنى من از كيد شما نه انديشم چون خداى به من خير خواهد .
آنگه گفت كه سبب امن من و پناه و التجاء من با كيست : * ( إِنِّي تَوَكَّلْتُ عَلَى اللَّه رَبِّي وَرَبِّكُمْ ) * ، من بر خداى توكّل كردهام و پشت به او دادم ( 9 ) كه خداى من است و خداى شما ، براى آن كه هيچ جانور نيست الَّا ( 10 ) ناصيهء او به دست قدرت اوست . و ناصيه ، موى پيشانى باشد ، و اصل كلمه من المناصاة است ، و آن اتّصال بود ، يقال :
مفازة تناصي اخرى ، اى تتّصل ( 11 ) باخرى ، قال الرّاجز ( 12 ) :
هامش
( 3 - 1 ) . مل ، لب ، آز : گواهى .
( 2 ) . مل : گواهى .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : گواهى .
( 5 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : اعتراف آورده .
( 6 ) . سورهء فصّلت ( 41 ) آيهء 40 .
( 7 ) . سورهء حجر ( 15 ) آيهء 36 .
( 8 ) . آج ، لب ، آز : صنعتى .
( 9 ) . آو ، بم ، مج : باز داده ، آج ، مل ، لب ، آز : باز دادهام .
( 10 ) . همهء نسخه بدلها : و الَّا .
( 11 ) . مل : يتّصل .
( 12 ) . مل ، مج شعر .