و مىكرد كشتى و هر گه بگذشت ( 1 ) بر او گروهى از قوم او ، فسوس داشتند ( 2 ) از او ، گفت : اگر فسوس دارى ( 3 ) از ما ، ما فسوس داريم از شما چنان كه فسوس دارى ( 4 ) .
زود بود كه بدانى هر كه كه ( 5 ) آيد به دو عذابى ( 6 ) ، هلاك كند او را ، و حلال شود بر او عذابى ايستاده .
تا آنگه كه آمد فرمان ما و بر جوشيد تنور ، گفتيم ما : بر گير ( 7 ) در آن جا از هر دو جفت دو را و اهلت را الَّا آنان كه سابق شد بر او ( 8 ) گفتار ، و آن كه ايمان آورد و ايمان نياورد با او مگر اندك .
( 9 )
و گفت :
در نشينى در ( 10 ) كشتى به نام خداى راننده و استوار كننده ( 11 ) كه خداى من آمرزگار و بخشاينده است [ 172 - ر ] .
و آن ( 12 ) مىرفت با ايشان در موجى چون كوهها ، و آواز داد نوح پسرش را - و بود در دورى - اى پسرك من ! در نشين با ما ( 13 ) در كشتى و مباش با كافران .
گفت باز شوم ( 14 ) با كوهى كه نگاه
هامش
( 1 ) . آج ، لب : هر گه كه بگذشتند .
( 2 ) . آو ، آج ، بم ، لب : فسوس مىداشتند .
( 3 ) . آو ، بم : مىدارى .
( 4 ) . آو ، بم ، لب : شما فسوس مىدارى .
( 5 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، لب : هر كه .
( 6 ) . آو ، آج ، بم ، لب ايستاده .
( 7 ) . اساس : برگيريم ، به قياس با نسخهء آو ، تصحيح شد .
( 8 ) . آو ، بم : براشان .
( 9 ) . اساس : مجريها ، به قياس با متن قرآن مجيد ، تصحيح شد .
( 10 ) . آو ، آج ، بم ، لب آن .
( 11 ) . آو ، بم : براننده آن ، آج ، لب : برآرنده .
( 12 ) . آو ، آج ، بم ، لب كشتى .
( 13 ) . آو ، بم : و اما .
( 14 ) . آو ، آج ، بم ، لب : پناه دهم .