عربيان ( 1 ) سختترند به كفر ( 2 ) و نفاق و سزاوارتر كه نه بدانند حدهاى آنچه فرو فرستاد خداى بر رسولش و خداى دانا و محكم كار [ است ] ( 3 ) .
[ 103 . پ ]
و از عربيان ( 4 ) كه ( 5 ) هست كه فرا گيرد آنچه نفقه كند غرامت ( 6 ) و چشم مىدارد به شما مصيبتها ( 7 ) برايشان گردش بد و خداى شنوا [ و ] ( 8 ) داناست .
و از عربيان ( 9 ) كس هست كه ايمان دارد به خداى و به روز آخرت و فراگيرد آنچه نفقه كند ( 10 ) نزديكيها نزديك خداى و دعاهاى رسول ، آن نزديكى است ايشان را ، در برد ( 11 ) ايشان را خداى در رحمتش ، كه خداى آمرزنده و بخشاينده است .
سبق برندگان ( 12 ) پيشينگان ( 13 ) از مكيان و مدنيان و آنان كه پسروى كردند ايشانرا به نيكوى ، خشنود است خداى از ايشان و خشنوداند از او ، و نهاده است 1 » ايشان را بهشتها كه مىرود در زير آن جويها ، جاويدان باشند در آن ، آن ظفرى بزرگ است [ 104 - ر ] .
قوله : * ( وَجاءَ الْمُعَذِّرُونَ ) * ، يعقوب [ خواند از جملهء قرّاء ، و در شاذّ ، عبد اللَّه ] ( 15 ) عبّاس و ابو عبد الرّحمن و ضحّاك و قتيبه و مجاهد خواندند : المعذرون به اسكان
هامش
( 1 ) . آو ، بم : عربان ، آج ، لب : همهء اديان اهل باديه .
( 2 ) . آج ، لب : ناگرويدن .
( 8 - 3 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد .
( 4 ) . آو ، بم : عربان ، آج ، لب : اهل باديه .
( 5 ) . مج : كس .
( 6 ) . آج ، لب : تاوانى .
( 7 ) . آج ، لب : گردشهاى روزگار ، مج : گردش بد .
( 9 ) . بم : عربان ، آج ، لب : اهل باديه .
( 10 ) . آج ، لب سبب .
( 11 ) . آج ، لب : زود بود كه درآرد .
( 12 ) . آو ، بم : سبق بردگان .
( 13 ) . آج ، لب : نخستيان .
( 14 ) . آو ، بم : ببجارده است .
( 15 ) . اساس : ندارد ، از آو ، افزوده شد .