بر وى ، برگردند و چشمهاى ايشان مىرود از آب چشم به غم آن كه ندارند ( 1 ) چيزى كه خرج كنند .
كه ( 2 ) راه بر آنان كه دستورى خواهند از تو ، و ايشان توانگران باشند خشنود شدند به آن كه باشند با زنان و كودكان و مهر نهاد خداى بر دلهاى ايشان ، ايشان ندانند ( 3 ) .
[ 103 - / ]
عذر مىخواهند از شما چون باز شوى با ايشان ، بگو عذر مخواهى ، باور نداريم ( 4 ) شما را ، خبر داد ما را خداى از خبرهاى شما و بيند ( 5 ) خداى كار شما و پيغامبرش ، پس باز گردانند ( 6 ) شما را با دانندهء نهان و آشكارا ، خبر دهد ( 7 ) شما را به آنچه كرده باشيد ( 8 ) .
سوگند خورند ( 9 ) به خداى براى شما چون بازگرديد از ايشان تا بگرديد از ايشان ، بگرديد از ايشان كه ايشان پليداند و جاى ايشان دوزخ است پاداشت به آنچه كردهاند .
سوگند مىخورند براى شما تا راضى شويد ازيشان ( 10 ) ، اگر راضى شويد از ايشان بدرستى كه خداى خشنود نشود از گروه كافران ( 11 )
هامش
( 1 ) . آو ، بم : نيابند ، آج ، لب : نمىيابند .
( 2 ) . آج ، لب : بدرستى كه .
( 3 ) . آج ، لب : نمىدانند .
( 4 ) . آو ، مج : ما راست نداريم .
( 5 ) . آج ، لب : زود بود كه ظاهر كند .
( 6 ) . آج ، لب : بازگردانيده شوند .
( 7 ) . آج ، لب : پس بياگاهاند .
( 8 ) . آو ، بم : كرده باشى / كرده باشيد .
( 9 ) . آج ، لب : زود بود كه سوگند خوردند .
( 10 ) - آج ، لب پس بدرستى كه .
( 11 ) . آج ، لب كه بيرون آمدهاند از طاعت .