كه مضاف نباشد با خداى تعالى ، و * ( دُونِ ) * ، اين جا به معنى غير باشد ، يقال : قطعت ( 1 ) هذا الامر دون زيد ، اى من غير ( 2 ) زيد و لم يكن لزيد فيه صنع . * ( وَلكِنْ تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْه ) * ، و لكن تصديق اين كتاب كه پيش آن بوده است ، و مراد كتب است و لكن به لفظ جنس گفت ، يعنى اين كتاب باور دارنده [ است ] ( 3 ) كتب اوايل را از : توريت و انجيل و زبور و صحف ، و قرآن نامى است علم اين كتاب را ، و گفتهاند : مراد به ما * ( بَيْنَ يَدَيْه ) * ، آن است كه در پيش دارد از بعث و نشور و حساب و كتاب و ثواب و عذاب ( 4 ) . * ( وَتَفْصِيلَ الْكِتابِ ) * ، و بيان كتاب از معانى كه در او التباس و اشتباه باشد ، و نظير او تمييز و تقسيم ( 5 ) باشد ، و نقيض او تلبيس و تخليط باشد . * ( لا رَيْبَ فِيه ) * ، شكّى نيست [ در او ] ( 6 ) ، * ( مِنْ رَبِّ الْعالَمِينَ ) * ، « من » ابتداى غايت راست ، و گفتهاند : مراد به تفصيل الكتاب ، تفصيل احكام شرعى است ، و فرّاء گفت ، معنى قوله : * ( وَما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرى ) * ، اى لا ينبغى لهذا القرآن ان يكون مفترى ، يعنى نشايد و ممكن نباشد كه چنين كتاب و چنين كلام مفترى باشد ، چنان كه گفت : وَما كانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَغُلَّ وَمَنْ يَغْلُلْ يَأْتِ بِما غَلَّ ( 7 ) - الاية .
* ( أَمْ يَقُولُونَ افْتَراه ) * ، « ام » ، تقرير ( 8 ) حجّتى است بعد حجّت ( 9 ) ، يا گويند ، و گفتند ، معنى آن است كه : بل اگر گويند ، و گفتند : « ميم » ، صله است ، و تقدير آن است كه : ايقولون ، گويند بر سبيل استفهام كه : محمّد اين قرآن فرو بافته است ، تو در جواب ايشان بگوى كه : * ( فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِثْلِه ) * ، اگر دعوى مىكنى كه اين قرآن كلام بشر است ، و گفته و بافته و ساخته من است ( 10 ) ، شما نيز هم از عربى ( 11 ) و فصيحان به يارى ( 12 ) قرآنى همچنين بافته و ساخته ، اگر بتوانى ( 13 ) سورتى به يارى همچنين بر اين نظم و بر اين
هامش
( 1 ) . همهء نسخه بدلها : فعلت .
( 2 ) . آو ، آج ، بم ، آز : اى غير .
( 6 - 3 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، و ديگر نسخه بدلها ، افزوده شد .
( 4 ) . همهء نسخه بدلها : عقاب .
( 5 ) . مل : تبيين .
( 7 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 161 .
( 8 ) . آو ، آج ، بم ، آز : بقوته .
( 9 ) . همهء نسخه بدلها : حجّتى .
( 10 ) . آو ، بم ، مج : انداختهء من است ، مل : انداختهء تو است .
( 11 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز مج : عربان ، مج : عربيد .
( 12 ) . و فصيحانيد ، بياريد .
( 13 ) . همهء نسخه بدلها ، بجز بم : نتوانى .