ايمان آرى به آن اكنون ، [ و ] ( 1 ) بودى به آن شتاب مىكردى .
[ 144 - ر ]
پس گويند آنان را كه ظلم كنند ( 2 ) بچشى عذاب جاودانى ! جزا كنند شما را الَّا به آنچه كرده باشى ؟
( 3 )
خبر مىپرسند از تو كه درست است آن ؟ بگو : آرى ! به خداى من كه آن درست است و نيستى شما عاجز كننده .
و اگر آن كه هر نفسى ( 4 ) بود كه ظلم كرده باشد آنچه در زمين هست فديه كند به آن ، و آشكارا مىكنند ( 5 ) پشيمانى ، چو ( 6 ) بينند عذاب و حكم كنند ميان ايشان به داستان ( 7 ) و بر ايشان ظلم نكنند .
خداى راست آنچه در آسمانها و زمين است ، الا كه نويد خداى درست است و لكن بيشترين ايشان ندانند ( 8 ) .
او زنده كند و بميراند و با او شويد ( 9 ) .
قوله تعالى : * ( وَما كانَ هذَا الْقُرْآنُ أَنْ يُفْتَرى مِنْ دُونِ اللَّه ) * ( 10 ) ، خداى تعالى در اين آيت نفى كرد كه اين قرآن مفترى و مختلق و دروغى فرا بافته باشد و نه خداى گفته باشد و فرستاده . و * ( أَنْ ) * مع الفعل در تأويل مصدر است ، و محلّ او نصب است بر خبر كان ، اى مفترىّ . و اصل كلمه [ 144 - پ ] من الفرى باشد ، و هو القطع ، يقال : انّه ليفرى الفرىّ ، اى ليأتي بالعجب حتّى كانّه يقطعه ، و قوله : * ( مِنْ دُونِ اللَّه ) * ، يعنى چنان
هامش
( 1 ) . اساس : ندارد ، به قياس با نسخهء آو ، افزوده شد .
( 2 ) . آو ، آج ، بم ، مج : ظلم كردند .
( 3 ) . آو ، بم ، مج : اي .
( 4 ) . آو ، آج ، بم ، مج را .
( 5 ) . آج ، لب : كند .
( 6 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، لب : چون .
( 7 ) . آو ، آج ، بم : به عدل ، مج : براستى .
( 8 ) . مج : نمىدانند .
( 9 ) . آج ، لب : باز شوند .
( 10 ) . آو ، آج ، بم ، مج ، لب ، آز الاية .