تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
بنابر اين در ماه محرم سال 618 كسانى را پيش بدر الدين لؤلؤ فرستادند تا دربارهء تسليم دژها به وى مذاكره كنند . اين فرستادگان از بدر الدين خواستند كه از لغزش‌هاى گذشتهء ساكنان آن دژها چشم پوشد و سوگند ياد كند كه به آنان امان خواهد داد . ضمنا قسمتى از تيول و مقررى هم كه مىخواستند براى ايشان معين گردد ، ذكر كردند . بدر الدين ، همهء اين درخواست‌ها را پذيرفت و كسى را پيش ملك اشرف فرستاد تا از او دربارهء تحويل گرفتن آن دژها اجازه بخواهد . ولى ملك اشرف اجازه نداد . عماد الدين زنگى هم از پيش ملك اشرف برگشت و دسته‌هائى از سربازان را گرد آورد و قلعهء عماديه را در ميان گرفت ولى كارى از پيش نبرد و به مراد خود نرسيد . ساكنان عماديه بار ديگر با بدر الدين نامه‌نگارى كردند تا دژ را تسليم وى كنند . اين بار بدر الدين نامه‌اى درين باره به ملك اشرف نگاشت و قلعهء جديدهء نصيبين و ولايت بين النهرين را به وى وعده داد تا او اجازه دهد كه آن دژ را بگيرد . ملك اشرف اجازه داد . بدر الدين نيز نمايندگانى بدان دژ فرستاد و آن را تحويل گرفت و ساكنان دژ را مورد نوازش قرار داد . عماد الدين زنگى هم از آن جا رفت .